نقش خانواده در بهداشت روانی   ( قسمت اول )

خانواده

خانواده نظام اجتماعی پویایی است كه برای خودساختار، اجزاءو قواعدی داردودربین تمامی نهادها،سازمان ها وتأسیسات اجتماعی، نقش واهمیتی خاص وبسزادارد. خانواده درزمره ی عمومی ترین سازمان های اجتماعی است ونشان یا نماداجتماعی شمرده میشودو برآیندیا انعكاس ازكل جامعه است. در یك جامعه ی منحط ، خانواده نیز خود به خود منحط خواهد بود و بالعكس. بنابراین خانواده را می توان معیاری برای شناخت آسیب های اجتماعی دانست و برای پی بردن به علل این انحرافات ، به خانواده مراجعه كرد.

كیفیت روابط خانواده

هر نظام برای خود اجزایی دارد. در نظام خانواده اجزاء مهم عبارت است از رابطه مادر با خود و با پدر، و رابطه ی پدر با خود و با مادر. چگونگی این روابط كیفیت خانواده را مشخص می سازد.

خانواده مانند هر نظام اجتماعی نیازهای اولیه دارد . از جمله این نیازها عبارت اند از :  احساس ارزشمندی ، احساس امنیت فیزیكی ، احساس صمیمیت و به هم وابستگی ، احساس مسئولیت ، نیاز به انگیزه ، نیاز به شادی ، نیاز به تأیید و تصدیق و بالاخره نیازهای روحی و معنوی . خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد كه به برقراری یك رابطه سالم باهم متعهد باشند و آن قدر احساس امنیت كنند كه بتوانند فرزندان خود را به دور از آلودگی ها پرورش دهند.

خانواده همچنین مانند سایر نظامهای اجتماعی به تولید ( غذا ، لباس ، مسكن) ، به حفظ روابط عاطفی ( نوازش و محبت ) ، به روابط خوب ( عشق و صمیمیت )، به خود شكوفایی ، به تحریك ( هیجان ، رقابت ، نشاط ) و به وحدت ( احساس تعلق و اتفاق ) احتیاج دارد .

خانواده ،گروه كوچكی است كه اززن وشوهر و فرزند یا فرزندان تشكیل می شود. عضو خانواده بودن ، یعنی در نوعی شبكه عاطفی سهیم شدن ، به یك گروه اجتماعی تعلق داشتن ، تاریخ مشترك داشتن و به محیط زندگی خاصی عادت كردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست.

هارلوكElizabet  Harlock   خانواده را به صورت یك سیستم متعامل و پیچیده تعریف می كند . ابتدا زن و شوهر با تشكیل خانواده ، این سیستم متعامل را بنیان می نهند و سپس با ورود هر كودك و یا هرفرد دیگری ( مثل پدر و مادربزرگ ) این سیستم پیچیده تر می شود. به عنوان مثال ، در خانواده تك فرزندی فقط سه رابطه تعاملی وجود دارد در حالی كه در خانواده سه فرزندی ، ده رابطه تعاملی وجود خواهد داشت .   روابط كودك و والدین و سایر اعضای خانواده ، چون شبكه و نظامی درهم پیچیده است كه افراد آن در كنش متقابل بایكدیگرند. این نظام درمجموعه ای ازنظام های بزرگترهمچون محله، جامعه شهری وجامعه ی گسترده ترقرارگرفته است.

انتقال سنتها وباورها

خانواده ازاین نظرنیزاهمیت داردكه محل انتقال سنتها ، باورهاو انواع مختلف شناختهاست . ( از شیوه غذا خوردن تا افكار سیاسی ) خانواده از طریق اجتماعی بارآوردن كودك ، میراث فرهنگی آماده و تجربه شده به وسیله نسلهای گذشته را در اختیار كودك می گذرد.

به طوركلی درخانواده است،كه كودك اولین قدمهای اجتماعی شدن را برمیداردودرنهایت به موجودی كاملاً اجتماعی تبدیل می شود. خانواده اسم خود را به كودك انتقال می دهد و بدین وسیله او را  در مسیری می اندازد و در شبكه ای از خویشاوندی قرار می دهد كه چند نسل را در برمی گیرد. بنابراین ، خانواده اولین هویت اجتماعی فرد را فراهم می آورد . موقعیت اجتماعی والدین ، موقعیت اجتماعی كودك رادربیست سال اول زندگی تعیین می كند . محل سكونت خانواده ، به طورعینی بافت های اجتماعی و فرهنگی مؤثر بركودك را مشخص می كند . بالاخره شغل والدین ، كودك را در طبقه اجتماعی معینی جای می دهد . بنابراین خانواده اولین محیطی است كه درآن اولین پایه های اجتماعی شدن گذاشته می شود. خانواده ، كودك را درشبكه ای از روابط عاطفی ، اجتماعی ، تاریخی و محیط زندگی خاصی قرار می دهدو برای كودك میراث فرهنگی به ارمغان می آورد، این كه گذشته ای دارد، باید طبق آداب و سنن خانواده وفرهنگ خودزندگی كند واورا وادار می كند كه آداب معاشرت یاد بگیرد ، برای خود ایدئولوژی خاص داشته باشد و در صورت لزوم احساسات خود را بروز دهد یا پنهان نگه دارد . خانواده با الگو قرار گرفتن، به كودك یاد می دهد كه چگونه باید رفتار كند و چگونه با اجتماع سازگار شود . همچنین خانواده یاد می دهد كه زن و مرد نقش های متفاوتی دارند و هركس باید مطابق با جنس خود رفتار كند . خلاصه این كه خانواده ، كودك را یك موجود اجتماعی بار می آورد .

خانواده جایگاهی است كه آنجا در آیینه چشم پدر و مادر،  خود را تماشا می كنیم .  برای نخستین بار خود را می بینیم ؛ احساس صمیمیت را درك می كنیم ؛ می آموزیم كه احساس چیست  و چگونه می توانیم آن را ابراز كنیم  و این پدر و مادر هستند كه احساسات قابل قبول را مشخص می سازند، آنها هستند كه اجازه ها را صادر می كنند و احساسات ممنوع را مشخص می سازند.

رشد كودكان در خانواده بیشتر متأثر از همین ارزش گذاری ها و گرایش ها ی اخلاقی ، عاطفی و اجتماعی است . از این رو خانواده به عنوان یكی ازعوامل مؤثر در رشد ، در ردیف سایر عوامل قرارمی گیرد .

هر خانواده دارای نظام و ساختار خاصی است كه می توان آن  را به سه نوع كلی دسته بندی كرد : والدین سهلگیر، والدین سختگیر ،  والدین مقتدر.