نهال امور تربیتی

امور تربیتی در نهاد آموزش و پرورش با تلاش های شهیدان رجایی و باهنر در دوران تصدی وزارت آموزش و پرورش در سال 1359 شمسی ایجاد گشته و تقویت شد.ایده آن دو شهید بزرگوار نوآوری در امر تعلیم و تربیت بود و بر این باور بودند كه تزكیه باید پیش از تعلیم قرار گیرد.

علل اصلی تشكیل نهاد امور تربیتی:

1. انتقال ارزش های دینی و فرهنگی انقلاب اسلامی به مدارس  و دانش آموزان

2. تربیت و بازسازی دانش آموزان در فضایی انقلابی و اسلامی

3. زمینه سازی برای ورود نگرش های دینی و ارزش های انقلاب اسلامی به نظام آموزش و پرورش و حفظ مدارس از آفات فرهنگی و سیاسی.

4. شناخت و پرورش استعدادهای دانش آموزان در رشد دینی، عقلی، اجتماعی، عاطفی آنان و حفظ ارزشها.

بنابراین مهم ترین اهداف تشكیل امور تربیتی را حراست از مرزهای اعتقادی و حفظ دستاوردها و تبیین ارزش های انقلاب در مدارس باید دانست.

 چرا كه انگیزه های انقلابی و اسلامی همراه با شعار "مربیان امور تربیتی سربازان انقلابند" موجب تأسیس این نهاد انقلابی شده است.

این مجموعه در طی سال های شكل گیری خود تلاش گسترده ای را درجهت رفع كاستی ها و پرورش مذهبی و انقلابی دانش آموزان به انجام رسانده است.

امور تربیتی تاكنون ثمرات بسیار ارزشمندی برای جامعه داشته است از جمله: هدایت و رهبری نسل جوان در دوران 8سال دفاع مقدس، فضاسازی فرهنگی برای دفاع از ارزش های انقلاب در مدارس، ترویج فرهنگ انسان سازی برای تصدی مدیریت های آینده كشور، تحكیم سازه های معنوی خانواده هایی كه در آینده دانش آموزان با آن روبرو هستند، مقابله با توطئه های فرهنگی استكبار و به طور خلاصه پرورش استعدادهای آینده سازان میهن اسلامی.

مربی تربیتی چه وظایفی را به عهده دارد:

    مربی تربیتی برای رسیدن به اهداف بلند و با ارزش خود وظایف زیر را به عهده دارد:

    ¤برنامه ریزی و اجرای مراسم در ایام الله و مناسبت هایی چون،ماه رمضان، دهه فجر، اوقات فراغت پایگاه های تابستانی و...

    ¤ برگزاری مسابقات فرهنگی و هنری برای رسیدن به اهداف تربیتی. برخی از این مسابقات عبارتند از: مسابقات قرآنی (حفظ، قرائت، مفاهیم) احكام، نهج البلاغه، اذان، تواشیح، انشای نماز)مسابقات هنری شامل (خطاطی و نقاشی با گرایش های مختلف، تذهیب، كاریكاتور، مینیاتور، نمایش نامه، سرود و...)مسابقات ادبی شامل (كتابخوانی، مطالعه تحقیق، داستان نویسی، شعر و...)

    ¤برگزاری اردو و بازدیدها

    ¤برگزاری مراسم صبحگاه

    ¤تدریس در كلاس های پرورشی

    ¤شركت در جلسات اداره و انجمن اولیاء و...

    ¤راه اندازی و نظارت بر كتابخانه، نوارخانه، تهیه سرود برای مناسبت ها و...

    ¤مدیریت تشكل های دانش آموزی (بسیج، انجمن اسلامی، شورای دانش آموزی، پیشتازان، فرزانگان، هیئت های مذهبی

¤ارتباط گیری با دانش آموزان و معرفی الگوهی مناسب تربیتی به آن ها

امور تربیتی و كاستی ها

با توجه به نقش و جایگاه مهم امور تربیتی هنوز شاهد این هستیم كه در بسیاری از مدارس به اهمیت كار مربیان تربیتی توجه نمی شود و گاها ساعت كلاس های پرورشی به كلاس های جبرانی دروسی چون فیزیك و عربی و ... اختصاص داده می شود.هم چنین امكانات و منابع مالی مناسب برای امور تربیتی در نظر گرفته نشده است و  به واقع در زمینه بودجه و امكانات وقعی به نهاد امور تربیتی نهاده نمی شود.نیز در بحث امور تربیتی با كمبود نیروهای متخصص در این زمینه روبه رو هستیم كه امیدواریم این مشكلات به زودی از سر راه تربیت فرزندان ما برداشته شود.

چند پیشنهاد برای بهبود اوضاع امور تربیتی:

    - انتخاب منابع مناسب برای ارتقای علمی مربیان با استفاده از نیازسنجی و نظرسنجی از خود مربیان برای كیفیت بخشی به برنامه های تربیتی.

    - طراحی برنامه های تربیتی برای نسل امروز و نسلی كه در آینده می خواهد زندگی كند.

    - استفاده از ذخیره های تربیتی (مربیان توانمند و با تجربه  و خلاق در زمینه امور تربیتی) با تشكیل گروه های تخصصی.

    - تدوین برنامه های كوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت برای رسیدن به اهداف تربیتی با استفاده از امكانات روز مثل فن آوری اطلاعات و...

    - تقویت بنیه مالی بخش امور تربیتی از طریق جذب درآمدهای مختلف

- بازسازی تشكیلات امور تربیتی و توسعه كمی و كیفی این بخش.

    - تغییر نگرش مسئولین مربوطه در تامین منابع مالی و انسانی با استفاده از برگزاری همایش ها و نشست های علمی.

       - به روز كردن اطلاعات مربیان و معاونان پرورشی و همسو نمودن دیگر نهادهای فرهنگی با امور تربیتی.

در پایان امید است با تغییر نگرش ها نسبت به معاونت باارزش تربیتی در آموزش و پرورش تحولات چشمگیری كه در شأن جمهوری اسلامی می باشد را در این وزارت خانه شاهد باشیم؛ در وزارت خانه ای كه عظیم ترین سرمایه یعنی سرمایه انسانی را داراست.

 

 

بررسی سوال تشکیلاتی

رز سفید ، سلام ، لطفا درباره خواسته ات در ارتباط با مدیریت تشکیلاتی بیشتر توضیح دهید تا بطور دقیق متوجه منظورتان بشوم .       با سپاس فراوان

شیرشیرشیر

سرانه مصرف شیر در ایران چقدر است؟

سرپرست دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت گفت: مردم در کشور به صورت میانگین دو سوم استکان در روز شیر مصرف می کنند که این میزان کمتر از حد استاندارد است

ادامه نوشته

مدیریت مشارکتی

مقدمه
از نقطه نظر فردی، یادگیری، دسترسی به اطلاعات، درک آن و کسب مهارتهاست. از نقطه نظر سازمانی، یادگیری بر بدست آوردن سنتها، دیدگاهها، استراتژی‌ها و انتقال دادن دانش متمرکز است. در هر دو دیدگاه یادگیری با کشف، ابداع، تشخیص، خلاقیّت، کشف و تولید دانش جدید همراه است.
یادگیری از دیدگاه سازمانی زمانی اتفاق می‌‌افتد که اطلاعات جمع‌آوری و به منظور تولید و گسترش حقایق جدید تجزیه و تحلیل شود، موجب تغییر عقاید و دیدگاههای موجود شود‌، دیدگاه جدیدی را خلق کرده و آن را از طریق ارتباط، تدریس و گفتگو و تعامل به تمام سطوح سازمانی منتقل کند. این تعامل از طریق تشکیل حلقه‌های کیفیت در سازمانها، بهتر صورت می‌گیرد.  

ادامه نوشته

تأثيرآموزه هاي ديني برکارآفريني و کسب و کار

«کارآفريني»که در واقع فرآيند تأسيس يک شغل برمبناي يک فکر و يک ايده ي نو است.راهبردي است براي حل مسأله ي اشتغال و ايجاد و خلق عرصه هاي نويت در جهت رشد و پويايي و توليد ثروت در جامعه،
ادامه نوشته

راه‌های جذب مشارکت‌ اولیای دانش‌ آموزان در امور آموزشگاه‌ها

 نصرت گلستان
مقدمه:
آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد اجتماعی به منظور ارضای نیازهای جامعه پدید آمده است، و مدارس به عنوان خط مقدم جبهه‌ی تعلیم و تربیت متعلق به این نهاد اجتماعی و در خدمت جامعه است که برای انجام صحیح رسالت خود و برخورداری از حمایت اجتماع ملزم به برقراری رابطه‌ی مؤثر با جامعه می‌باشد. از این رو رابطه‌ی مدرسه و اجتماع فرآیند تعاملی و مداوم است که چنان که شکل مشارکت آگاهانه را به خود گیرد باعث اثر بخشی و کار آیی بیشتر مدارس می‌شود.
هدف اصلی بهبود روابط با اجتماع و ایجاد زمینه‌ی مناسب برای مشارکت فعال و معنادار والدین و سایر شهروندان در فعالیت‌های آموزشی و پرورشی مدرسه است. بنابراین با برقراری رابطه‌ای اثر بخش، می‌توان ذهن مردم را نسبت به آموزش و پرورش، رسالت‌ها و اهداف آن، موقعیت مدارس و اهمیت و ضرورت برنامه‌های آن را روشن کرد. با تغییر نگرش آن‌ نسبت به موضوع، می‌توان زمینه‌ی مناسب را برای برخورداری از حمایت، مشارکت و کمک‌های اجتماعی آورد.
پیشنهادها
1ـ جهت فراهم نمودن زمینه‌ی مشارکت مردم در آموزش و پرورش، اصلاح ساختار فعلی آموزش و پرورش امر ضروری به نظر می‌رسد و در ساختار جدید می‌بایست اختیاراتی به مدیران مدارس، معلمان، دانش‌آموزان و اولیای آن‌ها و مردم داده شود.
2ـ به منظور ایجاد هماهنگی بیشتر بین فعالیت‌های تربیتی مدارس و خانواده‌ها آموزش خانواده می‌باید با جدیت پیگیری گردد.
3ـ به منظور فراهم نمودن زمینه‌ی مشارکت بیشتر اولیای دانش‌آموزان می‌باید در آیین نامه اجرایی مدارس اختیارات بیشتری به انجمن اولیا داده ‌شود.
4ـ مدیران مدارس می‌باید نسبت به نقش مشارکت اولیای دانش‌آموزان در بیشتر اهداف واحدها ی آموزشی توجیه گردند تا خود مدیران امر مشارکت اولیا را تسهیل نمایند.
5ـ مشارکت، بستر فرهنگی و اجتماعی مناسب می‌طلبد، از این رو ضرورت دارد دولت در برنامه‌های توسعه‌ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود به این امر توجه کند، و در جهت نهادینه نمودن فرهنگ مشارکت در جامعه تلاش کند.
6ـ به جای گسترش مدارس غیر انتفاعی، پیشنهاد می‌گردد کیفیت مدارس دولتی بالا رود تا اولیا مشارکت بیشتری داشته باشند.
ارائه‌‌ی گزارش فعالیت‌های مدارس به اولیا موجبات همکاری بیشتر آن‌ها خواهد شد.
7ـ برداشت و تصور مسئولان آموزش و پرورش و مردم نسبت به مفهوم مشارکت متفاوت و محدود می‌باشد. شایسته است جهت هماهنگی دیدگاه‌ها و تقویت نگرش‌ها برنامه‌ریزی گردد.
8ـ اولیای دانش‌آموزان و مردم از اهمیت مشارکت و نقش آن در پیشبرد آموزش و پرورش آگاهی لازم را ندارند، ضرورت دارد وزارت آموزش و پرورش با همکاری رسانه‌های گروهی به ویژه صدا و سیما برنامه‌های کوتاه مدت و بلند مدت در این زمینه تدارک ببیند.
9ـ مدیران سطوح مختلف وزارت آموزش و پرورش به ویژه مدیران مدارس نقش مهمی در چگونگی مشارکت مردم در آموزش و پرورش دارند. تحقق یا عدم تحقق مشارکت مردم در بسیاری از موارد به این مدیران بستگی دارد؛ لذا شایسته است برای آگاه سازی مدیران از این امر، برنامه‌های آموزشی خاصی تدارک دیده شود.
10ـ اولیای دانش‌آموزان در حال حاضر نقش چندانی در اداره مدرسه ندارند، می‌بایست توسعه‌ی مشارکت اولیا در امور مدارس قانونمند گردد.
11ـ لازم است فرهنگ مشارکت و اهداف آن و نقش مشارکت در بهبود و بهسازی جامعه برای همگان روشن گردد.
12ـ آموزش و پرورش طرحی را فراهم نماید تا تجربه‌های مدیران، معلمان و کارکنانی را که در امر مشارکت موفق بوده‌اند به صورت مدون جهت بهره‌مندی در اختیار مدارس قرار گیرد.
13ـ نظر به این که مدیران مدارس نقش مهمی در جلب مشارکت دارند؛ پیشنهاد می‌شود ویژگی‌های مدیران موفق در این مورد به صورت مستند در آید.
14ـ با توجه به تأکید اسلام به مشارکت و اهمیت آن لازم است تحقیقاتی در مورد مشارکت در فرهنگ اسلامی هم صورت گیرد تا ابعاد و اهمیت مشارکت در دین مبین اسلام به خوبی روشن گردد.
15ـ نظر به این اکثر تحقیقات انجام شده در مورد مشارکت بیشتر به مشارکت مالی و مادی توجه کرده‌اند، لذا لازم است در مورد ابعاد مشارکت و راه‌های مشارکت غیر مادی هم تحقیقاتی صورت گیرد.

 

 خصوصیات مدارس اثر بخش

 

 خصوصیات مدارس اثربخش:

1-   هدف و جهت مدیران و کارمندان: به اهداف  و عملکرد های داخلی و خارجی سازمان آگاهی داشته باشند و تلاش کنند که اطلاعات در سطوح مختلف به جریان در آید.

2-   استاندارد انجام کارها:هر کارمندی بایستی بداند چه می کند، کیفیت کارش چگونه است و چگونه می تواند آن را بهتر انجام دهد؟در غیر اين صورت در غیاب استانداردهای رسمی، سردرگمی و کاهش انگیزه در کارمندان به وجود می آید.

3-   پاداش و قدر دانی: نیازهای عاطفی و مادی کارمندان از جمله پاداشهای مادی، فرصت و منابع برای رشد مهارتها، تشویق نوآوری و خلاقیت و حمایت از ارتقای شغلی بایستی مورد توجه قرار گیرند،قدردانی مهم است اما تائید رسمی باعث تشویق تمام کارمندان می شود.

4-     مشارکت و کارگروهی: اشتیاق برای دنبال کردن اهداف با همکاری دیگر اعضای داخلی یا خارجی  واحدی که در آن کار می کند.

5-   هماهنگی و همکاری: هر واحدی از عملکرد و اهداف خود اطمینان کامل داشته باشد و از اهداف و عملکرد دیگر واحدها نیز آگاه باشد و نیاز برای برقراری ارتباطات داخلی و تلاش برای همکاری موثر را قبول داشته باشد.

6-      سیستمهای حمایت رسمی: هیچ کارمندی نمی تواند بدون پشتیبانی یا منابع کارکند.این دو بایستی توسط مدیریت فراهم گردند.

7-  رشد منابع انسانی: استخدام و حفظ پرسنل واجد شرایط در تمام سطوح، و وجود دیدگاههای انتقادی و تحلیل گرایانه نسبت به دانش، مهارتها و نیازهای مدیریتی سازمان.

8-   روابط با محیط خارجی: یک سازمان موثر بایستی حرفه و بازار یا ارباب رجوع خود را بشناسد و با آن هماهنگی داشته باشد. سازمان بایستی به روابط عمومی، کیفیت تولیدات، مکانیزمهای مناسب برای بدست آوردن بازخورد از محیط و برنامه ریزی استراتژیک توجه و تاکید داشته باشد.

 

 بایسته های آموزش و پرورش امروز ایران

 

آنچه در اين نوشتار آمده است، نگاهي گذرا به بايسته ها و ضرورت هاي آموزش و پرورش امروز ايران است؛ نهادي كه مي تواند بيشترين تأثير را در ايجاد نشانگرهاي توسعه انساني (اميد به زندگي، سطح آموزش و سطح زندگي) داشته باشد. مبناي ارايه اين موارد، برداشت ها، مطالعات و تجربه هاي شخصي نويسنده است؛ گرچه براي پرداخت هريك از موضوعات، قطعاً جاي تأمل و پژوهش عميق تر احساس مي شود، اما همين مقدار نيز براي مخاطبان اصلي اين نوشته (مديران و برنامه ريزان آموزش و پرورش و فرهنگيان) مفيد خواهد بود.
ناصر نادري، مؤلف اين مقاله، از كارشناسان آموزش و پرورش و از فعالان حوزه ادبيات كودك و نوجوان، به ويژه در زمينه ادبيات ديني و تاريخي است.
۱-
ايجاد تفكر راهبردي (استراتژيك) و آينده گرايانه در برنامه ريزي ها
ماهيت آموزش و پرورش كه يكي از حوزه هاي اثرگذار و بنيادين فرهنگ هر كشور است، يك ماهيت «آينده گرايانه» است. لذا هرگونه برنامه ريزي و طراحي در اين نهاد، بايد مبتني بر نگرش سيستمي و جامع و لحاظ عوامل اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي باشد و در مراحل تكوين و پيرايش طرح ها، همراه با مطالعه عميق و بهره مندي از تجربه هاي گذشته، رعايت اصول علمي و يافته هاي نوين، تأمين منابع (انساني و فيزيكي) بايد با «واقع بيني» و «تحليل علمي» اقدام كرد. خصوصاً در دنياي معاصر، براي مديريت پديده «جهاني شدن» پيش بيني چالش هاي آينده ايران و جهان، براساس مطالعات دائمي، بهره مندي از عقلانيت و اتخاذ راهبردهاي منطقي، بسيار ضروري به نظر مي رسد. در اين مسير، استقرار مباني نظري و فلسفي صحيح، نظارت بر طراحي استانداردها، استقرار استانداردها، كنترل عملكردها بر مبناي مديريت «كارايي محور» ، در چارچوب «برنامه جامع يا سند ملي آموزش و پرورش» از بنيادي ترين اقدامات اين حوزه خواهد بود.بديهي است برخورد با هر طرح و برنامه- ايجابي يا سلبي- در آموزش و پرورش، اگر بدون تأمل و تعمق و نگاه آينده گرايانه و تفكر راهبردي صورت پذيرد، قطعاً آسيب زا و خطرآفرين خواهد بود. شتابزدگي، سطحي انگاري و نگاه افراطي يا تفريطي- به ويژه از روزنه تنگ و تيز سياست- باعث آشفتگي اوضاع در آموزش و پرورش و فرصت سوزي خواهد شد در اين ميان، نقش حياتي «شوراي عالي آموزش و پرورش» ، نقش بي بديلي است. اگر اين شورا، با جذب كارشناسان و متخصصان شايسته و با طراحي ساختار مطلوب و ايجاد كميته هاي كاري، بنابه ضرورت هاي عصر حاضر، به نقش سازنده خود بپردازد. در طراحي برنامه ريزي راهبردي (استراتژيك) آموزش و پرورش بيشترين تأثير را خواهد داشت.بديهي است در چارچوب طراحي اين سند ملي، توجه به رويكردهاي اساسي و فلسفه آموزش و پرورش و اهداف آن، شرايط اقتصادي و تجاري، اجتماعي و فرهنگي و سياسي (داخلي و خارجي)، نگرش هاي فناورانه و ارتقاي تكنولوژي، ارتقاي منابع انساني و آموزش و توسعه مديريت علمي نوين و... از مؤلفه هاي اساسي قلمداد خواهد شد. براي مثال، در طراحي ساختار جديد «معاونت تربيتي» ، بايد همراه با واقع بيني و تحليل علمي و جامع، تجربه هاي گذشتگان و ملاحظات دنياي امروز و پديده هاي تربيتي آن، با ديدگاه علمي و تفكر و راهبردي و بدور از بدبيني و خوشبيني و بر مبناي نگاه متعادل علمي و ارزشي اقدام كرد.
۲-
تحقق شايسته سالاري بر مبناي ايجاد «بانك اطلاعات منابع انساني» و اصلاح سيستم مديريت
در دنياي امروز، اقدام به هر تحول و دگرگوني و طراحي برنامه كوتاه مدت يا ميان مدت، نياز به شناخت دقيق از «وضعيت موجود» دارد تا طي فرايندي حسابگرانه به «وضعيت مطلوب» دست يافت.متأسفانه بخش عمده اي از منابع انساني و قابليت ها و توانايي هاي آنان در آموزش و پرورش از نگاه مديران سطوح بالاي آن دور افتاده است. اگر بناي مديريت كلان بر «شايسته سالاري» و «شايسته گزيني» باشد، بايد «شايسته يابي» به نحو صحيح صورت پذيرد.ايجاد «مركز اطلاعات منابع انساني» ، قدم اول براي بطلان شيوه گزينش مديران بر مبناي «سليقه» و «رابطه» و «باند» است؛ يعني حذف انحصار طلبي (رانت).طراحي و اجراي نظام مديريت شايستگان، بر مبناي اصول راهبردي بهبود مستمر وضعيت سيستم، و اجراي الگوي دقيق برنامه ريزي، سازماندهي، هماهنگي و ارزشيابي در مراحل آن، نقطه عطفي در اصلاح بنيادين و كيفيت بخشي آموزش و پرورش خواهد بود.
۳-
ايجاد «بانك استانداردهاي آموزش و پرورش» در آموزه هاي مختلف
تحقق كيفيت در هر سيستم، جز با تطبيق ورودي ها، فرايند و خروجي هاي آن با استانداردها (نشانگرهاي مطلوبيت) استقرار نخواهد يافت و اين در حالي است كه، استاندارد سازي، ابزار بهبود
كيفيت و ارتقاء «بهره وري» است. آموزش و پرورش ايران در همه عرصه ها نياز به تعيين و تبيين و پايبندي به «استانداردها» دارد.با اين اقدام ارزشمند، كليه مناسبات و فعاليت ها طبق برنامه اي جامع طراحي خواهد شد و تغيير و دگرگوني در مديران كه از پديده هاي رايج سيستم مديريت است- در كليت برنامه ها (خط مشي و راهبردها) تغييري رخ نخواهد داد.
فرايند استانداردسازي بايد شامل كليه مؤلفه ها، عناصر و اركان آموزش و پرورش: سيستم مديريت در سطوح مختلف، مراكز مديريت پژوهش و طراحي و برنامه ريزي آموزشي، فرايند يادگيري _ ياددهي، آموزش و تربيت معلمان، تجهيزات و فناوري آموزشي، فضاي مدارس، مهارت هاي زندگي و محتواي برنامه درسي و ... گردد. در طراحي استانداردها، بايد علاوه بر تأكيد بر اهداف و ابعاد تاريخي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كشور، به رعايت اهداف و شرايط منطقه اي و جهاني نيز توجه داشت. در اين مسير، استفاده از تجربه ها و يافته هاي علمي و عملي كشورهاي پيشرفته گاهي مفيد خواهد بود.
۴-
ايجاد «سيستم كنترل كيفيت» بر مبناي استانداردهاي تعريف شده
در آموزش و پرورش، خلأ عدم كنترل و نظارت كيفي به خوبي احساس مي شود. اين نياز هم در حوزه هاي ستادي و هم در حوزه هاي ... (اجرايي) وجود دارد. استانداردسازي بدون «ضمانت اجرايي» بي معنا خواهد بود و تأثيري در بهبود وضعيت سيستم نخواهد داشت. ايجاد مركز بهره وري آموزش و پرورش (كنترل كيفيت) در ساختار آموزش و پروش و تطبيق وضعيت عملكرد بخش هاي مختلف با استانداردها و نشانگرهاي مطلوبيت و ترسيم اثربخشي سيستم در ابعاد مختلف، ضروري به نظر مي رسد.
۵-
تقويت «مديريت منابع انساني» و تمركز زدايي در وضعيت كلان آموزش و پرورش
مهم ترين قابليت و مؤلفه هر سيستم، منابع انساني آن قلمداد مي شود. اگر منابع انساني، از يادگيري يافته هاي علمي و پژوهشي نوين و رفتار حرفه اي شغلي بهره مند نباشند، به لحاظ رضايت شغلي، انگيزش دروني نداشته باشند و زمينه توسعه علمي و اخلاقي و شغلي آنان فراهم نگردد، قطعاً اهداف كلان سيستم تحقق نخواهد يافت. در اين مسير، بهبود مهارت هاي منابع انساني در حوزه هاي مختلف و ارتقاي سطح دانش و مهارت كاركنان (مديران، معلمان و ..) در قالب برنامه هايي مانند: دوره هاي آموزشي كوتاه مدت و ميان مدت، ايجاد امكان استفاده از منابع آموزشي در حوزه هاي مديريتي آموزشي و برنامه ريزي آموزشي، فرايند يادگيري _ ياددهي، رسانه هاي آموزشي، شناخت تطبيقي سيستم هاي آموزش و پرورش كشورهاي جهان، روان شناسي تربيتي رشد و يادگيري و ... با توجه به نقش شغلي و مسئوليت افراد در آموزش و پرورش، به صورت پيوسته، لازم و ضروري است.
در بخش «انگيزش» علاوه بر تكريم معنوي شخصيت كاركنان آموزش و پرورش و خصوصاً معلمان و مديران، با روش هاي مطلوب، ايجاد سيستم مطلوب براي ارتقاي شغلي، بهبود وضعيت معيشتي، حقوق، درآمد و امور رفاهي (تسهيلات وام، مسكن، امكانان درماني و بهداشتي و ...) و ادامه تحصيل با قواعد منطقي و عادلانه و منصفانه تأكيد مي شود. به نظر مي رسد تا معضلات مربوط به «اقتصاد آموزش و پرورش» به صورت كلان و جدي حاصل نشود، بسياري از گره ها همچنان باقي بماند.
علاوه بر مديريت منابع انساني، ايجاد زمينه تمركززدايي در وضعيت كلان آموزش و پرورش در بهبود سيستم مديريت آموزش و پرورش تأثير غيرقابل انكار خواهد داشت. تفويض اختيارات بيشتر به مراكز آموزش و پرورش استان ها، در پويايي و رشد و بالندگي استان ها تأثير خواهد داشت و تصميم سازي ما را واقع بينانه تر و مطابق با شرايط فرهنگي و سياسي و وضعيت جغرافيايي و بومي استان ها خواهد ساخت. البته در اين تفويض اختيار، بايد در سازماندهي و هدايت كلان و رعايت جنبه هاي مهم فرهنگي و امنيتي و رعايت مصلحت هاي ملي، به منظور جلوگيري از تشتت و آشفتگي مجموعه، توجه جدي داشت. به عبارت ديگر، لازمه اجراي بهينه تمركززدايي، تقويت و تعميق هسته مركزي برنامه ريزي با نگاه علمي، منطقه اي و جهاني است.
۶-
تعامل بيشتر با سيستم هاي پيشرفته آموزش و پرورش در جهان، با تأكيد بر ارزش هاي ديني و فرهنگ ملي
بايد پذيرفت كه كشورهاي پيشرفته داراي ايده ها، مباني نظري و تجربه هاي مفيد خصوصاً در بعد «روشي» هستند. اين تجربه ها را بايد از راه هاي مختلف (سفرهاي كاري خارجي، شبكه هاي
اينترنت، حضور در مجامع علمي بين المللي، دعوت از صاحبنظران خارجي و تشكيل جلسه ها و كارگاه هاي آموزشي) بدست آورد. البته در همه اين ارتباطات، بايد با برنامه ريزي اصولي و به دور از شيفتگي يا انكار مطلق به صورت واقع بينانه و رعايت اصول ديني و آموزه هاي وحياني و تأكيد بر فرهنگ اصيل ايراني، اقدام كرد. گستره انتقال دانش و تجربه ديگران، بايد شامل كليه اركان علمي و اجرايي آموزش و پرورش باشد.
۷- تجهيز مدارس، ابزار و فناوري آموزشي نوين (IT
) و ارتقا دانش و فرهنگ بهره مندي از فناوري آموزشي
گرايش امروز آموزش در جهان، گرايش به آموزش الكترونيك (آموزش مجازي) است. لازمه استفاده از فناوري آموزشي ايجاد زمينه فرهنگي و تغيير در نگرش مديران و معلمان، تحول و ارتقاء سطح دانش و بهبود مهارت ها و توانايي هاي آنان است.
لازمه توسعه در اين حوزه و عدم ايجاد شكاف ديجيتالي در آموزش الكترونيك نسبت به ساير كشورها، ايجاد نگاه سيستمي در مديريت متخصص و آموزش معلمان و مديران به فناوري نوين آموزشي است. با تبديل برنامه مكتوب آموزشي به برنامه آموزشي ديجيتالي (الكترونيكي)، نابرابري آموزشي در مناطق شهري و روستايي از بين مي رود، البته لازمه اجراي آن، ايجاد زيرساخت هاي فني، مخابراتي و مديريتي در كليه استان ها و مراكز آموزشي شهري و روستايي است.
ارتقاء سطح دانش زبان انگليسي از ضرورت هاي امروز است كه برنامه اي خاص را مي طلبد. البته اگر ايجاد بستر آموزش الكترونيك در مدارس و استفاده معقول از رايانه در آموزش و برنامه آموزشي، همراه با بازشناسي و استانداردسازي فضاي مدارس، با توجه به اهداف آموزش و پرورش و نيازهاي متفاوت دانش آموزان و رويكردهاي جديد آموزش و پرورش همچون : خلاقيت و تفكر انتقادي، مشاركت و كار گروهي و ... باشد، اقدامي شايسته تر و ماندگارتر خواهد بود.
ضمن اين كه بهره مندي از فضاي مجازي در آموزش، در عين كاركردهاي مثبت، داراي آسيب هايي خواهد بود. شناسايي تهديدها، خصوصاً در حوزه تهديد هويت فردي و كلي دانش آموزان، كاري مهم و حساس مي باشد.
۸.
توليد «برنامه ملي آموزش» با توجه به معيارهاي جهاني و تأكيد بر مباني نظري و فرهنگ بومي كشور
در حوزه آموزش، طراحي و توليد «برنامه ملي آموزش» (نقشه كلي يادگيري _ ياددهي)، با لحاظ عناوين مختلف دروس، در مقاطع، دوره ها و پايه هاي تحصيلي، با لحاظ رسانه هاي متنوع و مكمل آموزشي (كتاب درسي، كتاب آموزشي، كتاب كمك درسي، شبكه آموزش، CD آموزشي، مجله آموزشي و...) و سهم بندي و ارتباط طولي و عرضي آنها، با رعايت اصول ارزشيابي آموزشي، روان شناسي، جامعه شناسي، زيبايي شناسي و اهداف آموزش و پرورش و تفاوت هاي فردي دانش آموزان و... اساسي ترين اقدام است.در اين مسير، ضمن تأكيد بر رويكردهاي تلفيقي و بين رشته اي، مهارت در زندگي و كار در جامعه امروز (زندگي در قرن ۲۱)
، استفاده از تجربه هاي جهاني و سيستم هاي مترقي آموزش و پرورش در جهان، نبايد از نيازهاي آتي جامعه در حوزه هاي صنعتي و تجارتي، فرهنگي و سياسي غافل ماند.
بديهي است، بررسي علم تناسب محتواي برنامه درسي _ آموزشي و عناوين برخي رشته هاي تحصيلي با نيازهاي جامعه فعلي و كم توجهي به آموزش و مهارت هاي زندگي در برنامه آموزشي، از نكات مهم اين بخش خواهد بود.
طراحي برنامه ملي آموزش در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات (
ICT
)، بايد مبتني بر اصول و ويژگيهاي پژوهشي و واقعي باشد؛ اصول همچون تقويت تفكر خلاق و تفكر نقاد، تقويت هويت ملي، تقويت ذوق هنري و زيباشناختي، تأكيد بر استقلال عقلاني و يادگيري مداوم و....
۹ . تأكيد بر «اصل تمركززدايي» در برنامه ها و ايجاد فضاي مشاركت بخش خصوصي به صورت متوازن و با نظارت دقيق
در دنياي امروز، ايجاد فضاي رقابتي در كليه سطوح برنامه ريزي و عمليات در حوزه هاي صنعت، فرهنگ، سياست و... باعث رشد و بالندگي جوامع شده است. در حوزه آموزش و پرورش نيز زمينه و ضرورت بهره مندي از توان بخشي خصوصي بخوبي احساس مي شد. لازمه اجراي اين برنامه، برنامه ريزي
دقيق براساس اصولي علمي و اخلاقي و ايجاد زمينه مشاركت فعال و جدي بخش خصوصي، به دور از آفت انحصار طلبي (رانت) و برمبناي صلاحيت و عدالت خواهد بود.
خصوصا در بخش هاي اجرايي، راهي جز اين براي بهبود كاركرد سيستم هاي دولتي باقي نمانده است كه به «حداقل دخالت» و «حداكثر نظارت بينديشند.
۱۰.
تعامل بيشتر با خانواده ها در روند آموزش و پرورش
گرچه پيش از اين هم به نقش خانواده ها در شكل گيري شخصيت دانش آموزان تأكيد شده است، اما به نظر مي رسد با توجه به تأثيرگذاري و نقش حساس اين نهاد در روند تعليم و تربيت، بايد بيش از پيش به آن پرداخت و زمينه هاي نقش آفريني فعالتر و ملموس تر آن را فراهم ساخت.
خصوصا با توجه به گرايش سيستم هاي آموزشي دنيا به آموزش و پرورش دوره پيش دبستاني و دگرگوني در شيوه آموزش از شكل سنتي به شكل مجازي و استفاده از رسانه هاي مختلف در فضاي خانواده ها، اين نقش عميق تر و آشكارتر شده است.
۱۱.
تعامل بيشتر با رسانه ها و ايجاد فضاي نقد و تفكر نقاد به برنامه هاي آموزش و پرورش
تأثير رسانه ها در عصر اطلاعات، تأثير غيرقابل انكاري است و قطعا يكي از عوامل نشاط و كيفيت بخشي برنامه هاي آموزش و پرورش، تعامل بيشتر آن با رسانه هاست.
ايجاد رويه اعتمادسازي و ارائه گزارش ها و برنامه ها به رسانه ها در ايجاد و تقويت اين فضا تأثير خواهد داشت. استقبال از نقدهاي منصفانه و كاربردي، تقويت روحيه نقدپذيري در مديران و كارشناسان، برگزاري جلسه هاي نقد رخ به رخ خبرنگاران با مديران آموزش و پرورش، توجه جدي به نقش روابط عمومي در لايه هاي مختلف آموزش و پرورش و بهره مندي از ابزار و تكنيك هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي در اين حوزه، به روزرساني سايت هاي مرتبط آموزش و پرورش، بهبود شكل و محتواي نشريه» نگاه «و تبديل آن به روزنامه و ايجاد خبرگزاري آموزش و پرورش و... از برنامه هاي پيشنهادي اين بخش مي باشد.
۱۲.
ايجاد فضاهاي مناسب براي فعاليتهاي فرهنگي ، آموزشي، اردويي با برنامه هاي مطلوب
دانش آموزان در فضاهاي غيررسمي، عميق تر و بيشتر مي آموزند. ايجاد فضاهاي اردوگاهي مدرن، پارك _ موزه هاي علمي _ پژوهشي تفريحي، آزمايشگاههاي مجهز، مراكز آموزشي _ پژوهشي در حوزه هاي فني با تجهيزات كافي، موجب گرايش دانش آموزان؛ آموختن مهارتهاي فني و استفاده از توان نهفته آنان در بعد سازندگي شهرهاي كوچك و روستاها مي گردد.
قطعا ترغيب دانش آموزان به نوآوريهاي آموزشي و ايجاد فضاهايي براي شكوفايي استعدادهاي گوناگون آنها (رشد ذهني، معنوي، اخلاقي، هنري، عاطفي و جسمي) موجب آموختن مهارت هاي لازم زندگي و پويايي جنبه هاي شناختي، عاطفي و حركتي _ رفتاري شخصيت آنان مي شود. ضمن اينكه آموزش مهارتهايي كه با تغييرات سريع فناوري و بازار كار سازگار و كارآفرين باشد و دانش آموزان را براي مسئوليت پذيري و خوداشتغالي در جامعه _ كه پيوسته در حال درگرگوني است _ آماده نمايد، باعث تقويت روحيه خودباوري و تحقيق «جامعه پذيري»آنان به نحو شايسته مي گردد.
۱۳.
ايجاد موزه و مركز اسناد تاريخي _ پژوهشي آموزش و پرورش و توليد كتابهاي مرجع مناسب
با يك نگاه گسترده، ايجاد «موزه آموزش و پرورش» و مركز تدوين اسناد و مدارك تاريخي _ پژوهشي آن، جهت ثبت تجربه هاي گرانقدر پيشينيان و تدوين «دايرةالمعارف تعليم و تربيت» و نيز توليد مجموعه «پيشكسوتان آموزش و پرورش»، از كارهاي شايسته اي است كه تاكنون مغفول مانده است.
در ضمن، در حوزه توليد كتاب هاي آموزشي، پرداختن به كتابهاي «مرجع» و اساسي در حوزه هاي مختلف دانش ها و علوم، و جايگزين آنها به مجموعه هايي كه در توان توليد بخش خصوصي است، و جلوگيري از كارهاي موازي در مراكز نشر مرتبط با آموزش و پرورش، و سياستگذاري هماهنگ و يكپارچگي اين مراكز، با خط مشي و اهداف روشن، از كارهاي جدي است كه بايد صورت گيرد.
با اين برنامه، از قابليت مراكزي همچون كانون پرورش فكري، انتشارات مدرسه و انتشارات منادي تربيت، به صورت شايسته تري استفاده خواهد شد.
۱۴-
سامان بخشي و مديريت پژوهش در آموزش و پرورش
ايجاد مراكز و مؤسسه هاي پژوهشي در برخي معاونت ها، باعث ايجاد رويه هاي موازي و تكراري پژوهشي و نيز كارآمدي و غيراثربخشي پژوهش در كلان آموزش و پرورش شده است.
ضمن اين كه برخي پژوهش ها از چالش ها و مشكلات متن آموزش و پرورش، فاصله دارد و در مطلوب سازي مستقيم آن، تأثيري ندارد. پررنگ ساختن نقش شوراي عالي آموزش و پرورش، تقويت پژوهشكده تعليم و تربيت، تقويت بنيه علمي و تئوريك كارشناسان (در عين ايجاد ارتباط و تعامل بيشتر آنان با بدنه اجرايي)، تأسيس كتابخانه تخصصي آموزش و پرورش، برگزاري نشست هاي علمي- كاربردي پويا و منظم، ايجاد «هفته تفكر» و «هفته نقد» در آموزش و پرورش، توليد كتاب شناسي آموزش و پرورش (معرفي توصيفي كتابهاي مرتبط با حوزه آموزش و پرورش) و مقاله شناسي آموزش و پرورش (معرفي توصيفي مقاله هاي مرتبط با آموزش و پرورش) براي استفاده مديران و كارشناسان و نظارت و كنترل بر كاربست پژوهش ها در عمليات و فرآيند عملكرد مديران و كارشناسان، از كارهاي مفيد اين حوزه خواهد بود.
۱۵-
مديريت بحران «كنكور»
موفقيت در آزمون ورودي دانشگاهها (كنكور) چنان تأثيري در ذهن جوانان گذاشته است كه باعث سوگيري كليه فعاليتهاي اين نسل در كانال تنگ تست و آموزش هاي قالبي و حافظه مدارانه شده است. گويي ساير آموزه ها و برنامه ها، كلاً به فراموشي سپرده شده است و حجم فراواني از انرژي، بودجه، زمان و ساير سرمايه هاي ملي، بيهوده صرف مي شود.
كنكور، باعث تقويت روحيه تجارت علم در مراكز آموزشي و ايجاد پديده «اقتصاد كنكور» در آموزشگاه هاي كنكور و رخ نمايي غول ناشران سودجويي شده است كه آثارشان عمدتاً از يادگيري خلاق و مطابق با اهداف كيفي آموزش و پرورش، بهره اي نبرده است.
آسيب شناسي و بازشناسي اثرات روحي- رواني كنكور، شامل بحران هاي فردي همچون افسردگي، نگراني، تنش و استرس، پرخاشگري، نااميدي، اضطراب، احساس حقارت و آسيبهاي اجتماعي و بحران هاي جسمي همچون اعتياد، فرار از خانه و خودكشي، كه نهايتاً منجر به عدم توسعه اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي جامعه مي شود، بيانگر عمق حادثه و بحران كنكور است.
لذا براي مديريت بحران كنكور، بايد ضمن تعامل جدي با سيستم وزارت آموزش عالي و تأكيد بر نقش اساسي آموزش و پرورش در تربيت و رشد نسل جوان فعال و كارآمد جامعه، به بررسي و ارزيابي كيفيت برون دادهاي آموزش و پرورش به لحاظ جنبه هاي دانشي، نگرشي و مهارتي و انتقال ارزشهاي فرهنگي و ديني و پايبندي آنان به آموزه هاي ديني و اخلاقي پرداخت.
ضمن اين كه، بايد به تقويت و توسعه رشته هاي فني- حرفه اي (بازار كار)، توجه به توسعه نظام اقتصادي و تقويت نقش توليدي در جامعه (تقاضاي جامعه) و توجه به فعاليتهاي علمي و فني و مهارتي دوران تحصيل و نتايج آزمون هاي پژوهشي و تحقيقي در اين دوران، نگاه ويژه داشت.
۱۶-
پرورش شخصيت دانش آموزان بر اساس برنامه جامع پرورشي
دانش آموزان به لحاظ جنبه هاي روان شناختي، ورزشي (تندرستي) و بهداشت جسم، نياز به توجه دارند. طراحي «شناسنامه رسته شخصيت دانش آموزان» ، به صورت فردي و در مقاطع مختلف آموزشي و ارائه مشاوره هاي مناسب پرورشي و آموزشي، بنا به ضرورت و با رعايت نيازهاي فردي و بومي و اجتماعي و فرهنگي آنان، از اقدام هاي ضروري است.
تأمل در چالش هاي امروز جهان، در حوزه بهداشت (ايدز)، بحران خانواده (طلاق)، تبهكاري (مواد مخدر)، فقر معنوي (تز جدايي دين از زندگي) و فناوري اطلاعات (اينترنت و ماهواره) و ايجاد آسيب در فرهنگ ملي و ارزشهاي بومي جوامع، بيانگر ضرورت برنامه ريزي اصولي و بنيادين در اين حوزه است.
جلوگيري از فعاليتهاي سازمان هاي موازي در حوزه پرورش شخصيت دانش آموزان، پرهيز از هرگونه سطحي انگاري و شعارزدگي، تعريف و تعيين شاخص ها و خصيصه هاي مطلوب در دنياي امروز، همچون دينداري، عقلانيت، قانون مندي، انضباط، سخت كوشي، خلاقيت، حفاظت از محيط زيست، زيبايي شناختي، پژوهش مداري، صلح، بهره وري، رقابت پذيري و ... و طراحي برنامه جامع براي القاء و تفهيم اين شاخص ها و ايجاد «باورپذيري» و «عادت» در دانش آموزان، از اقدامات لازم اين حوزه است.
سرمايه گذاري در تأسيس كتابخانه هاي پويا در مدارس، نمازخانه هاي جذاب، خانه هاي بهداشت، باشگاه هاي ورزشي مجهز، مراكز مشاوره خانواده و دانش آموز، از ابزار مهم در تحقق اين خواسته ها مي باشد.

 

منابع :

 

1-   http://www.hamshahri.org

 

2-   http://modiriatamoozeshi.blogfa.com/85082.aspx

 

 

دولت و مسئوليت اجتماعي

مقدمه

اگر اندکي به پيرامون خود نگاه کنيم، به سازمان ها، شرکت ها، بانک ها و انسان ها، صحنه ي درگيري را شاهد خواهيم بود که ريشه در دردي دارد که سال هاست گريبانگير انسان ها بوده است و تلاش متفکران، حکيمان، روانشناسان، فيلسوفان و ... هيچ علاجي را براي آن به ارمغان نياورده است. اين درد چيزي نيست مگر دشمني با طبيعت. گروه هاي بشري قرن هاست که براي سبقت گرفتن در راه بهره مندي از طبيعت خنجرهاي آهيخته خود را در شکم همديگر فرو مي برند. اگر اين کارزار در قرن هاي پيش بر سر چراگاه و قطعه اي زمين بود، اکنون منابع زيرزميني است که عرصه را بر همه تنگ کرده است. با اين همه جاي شکر باقي است که اندکاني پيدا شده اند که در اين راه موانعي را قرار دهند و سعي در تغيير انديشه بشر مخرب امروزي داشته باشند. اين متفکران که در حيطه هاي گوناگون به سخنراني پرداخته اند، حيطه مديريت را از افکار خود بي بهره نگذاشته اند. يکي از نظرياتي که امروزه براي خود جا بازکرده است، مسئوليت هاي اجتماعي در مديريت است. جهت اين نظريه به سمت و سويي است تا که شايد بتواند بشر امروزي را به دنبال خود بکشاند و او را با طبيعت به عنوان يک جزء و نه يک فرادست همگون کند و همچنين به شيوه اي عادلانه فوايد حاصل از تعامل با طبيعت را بين آنها تقسيم کند. لذا در اين نوشته سعي بر آن است که با بررسي تمام جوانب مسئوليت اجتماعي در امتداد يک نمونه مطرح شده زواياي پنهان موضوع آشکار شود.بنابراين در ادامه با ارائه تعاريف و نظريات گوناگون در مورد مسئوليت اجتماعي، نمونه ياد شده مورد بررسي قرار مي گيرد.

 مسئوليت اجتماعي

متفکران رشته مديريت از دهه 1950، توجه خود را به مسئوليت هاي اجتماعي معطوف کردند.تمام سازمان هايي که فقط سود و زيان خود را وزن مي کردند، تحت فشار مردم و سازمان هاي مشابه، ديد خود را اندکي به فراتر از سازمان اندوختند. ديگر بوضوح مشخص است که اعمال سازمان ها بر محيط بيروني تأثير بسزايي خواهد داشت و نمي توان سود و زيان ناشي از سازمان ها بر جامعه را ناديده گرفت. جهت مسئوليت اجتماعي به سمتي است که فوايد اجتماع در آن امتداد است. لذا تلاش بر اين بوده است که سود و زيان سازمان ها به گونه اي باشد که مردم هزينه اضافي متحمل نشوند. منظور از مسئوليت اجتماعي اين است که که سازمان ها تأثير عمده اي بر سيستم اجتماعي دارند و لذا چگونگي فعاليت هاي آنها بايد به گونه اي باشد که در اثر آن زياني به جامعه نرسد، و در صورت رسيدن زيان، سازمان هاي مربوط ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ديگر، سازمان ها نبايد خود را مستقل از محيط بيروني خود و به اصطلاح «تافته جدا بافته» بدانند، بلکه بايد خود را جزئي از يک کل يعني محيط بيروني و اجتماع بدانند و بايد اهداف و فعاليت هاي آنها در راستاي آرمان هاي اجتماعي و رفاه و آسايش جامعه باشد. امروزه همه مديران بايد به کارهايي دست بزنند که مورد قبول جامعه و منطبق با ارزش هاي آن باشد. سازمان هايي که نمي توانند خود را با اين مهم تطبيق دهند، موفق نخواهند بود. پيتر دراکر يکي از برجسته ترين صاحبنظران مديريت در اين باره مي گويد که سازمان هاي خصوصي به منظور حفظ مشروعيت خود و بقا در محيط، بايد قبول کنند که نقش و وظيفه عمومي و اجتماعي نيز دارند. اين نقش اجتماعي از اين اصل پذيرفته شده نشأت مي گيرد که: «هر فردي مسئول رفتار خود است و چنانچه ازطرف وي، خواه به طور عمد و غير عمد، صدمه اي به ديگران وارد شود، بايد پاسخگو باشد.» سازمان ها نيز از اين مقوله مستثني نيستند و بايد پاسخگوي تأثيرات اجتماعي نامطلوب خود باشند.

 مفهوم مسئوليت اجتماعي

مسئوليت اجتماعي به رفتارها و تصميمات مبتني بر ارزش هاي پذيرفته شده اجتماعي مربوط مي شود و در واقع تعهد تصميم گيران براي اقداماتي است که به طور کلي علاوه بر تأمين منافع خود، موجبات بهبود رفاه جامعه را نيز فراهم مي کند. در اين تعريف عناصر چندي وجود دارد:اولاً مسئوليت اجتماعي يک تعهد است که مؤسسات بايد در قبال آن پاسخگو باشند.ثانياً مؤسسات موظفند که که از آلوده کردن محيط زيست، اعمال تبعيض در امور استخدامي، بي توجهي به تأمين نيازهاي کارکنان خود، توليد کردن محصولات زيان آور و نظاير آن، که به سلامت جامعه لطمه مي زنند، بپرهيزند و سرانجام سازمان ها بايد با اختصاص منابع مالي، در بهبود رفاه اجنماعي مورد قبول اکثريت جامعه بکوشند. اين قبيل اقدامات عبارتند از: کمک به فرهنگ کشور و مؤسسات فرهنگي، و بهبود کيفيت زندگي.

مسئوليت اجتماعي ممکن است مربوط به چگونگي عمل سازمان در امور گوناگوني همانند آلودگي محيط زيست، تبعيض، فقر، بيکاري، تورم و مانند اينها اعمال شود. يکي از جوانب اصلي مسئوليت اجتماعي، مسئله محيط زيست است که محل جدل هاي کنوني ملل مختلف است. کشورهاي صنعتي نظير ايالات متحده آمريکا که منافع خود را در عدم پايندي به مسئوليت اجتماعي در زمينه محيط زيست مي بينند، هيچگاه حاضر نيستند از فعاليت هاي کارخانجات بزرگ خود که ويران کننده ي محيط زيست مي باشد دست بکشند. اگرچه کشورهاي مختلف تلاش هاي عمده اي در راستاي احياي طبيعت انجام داده اند و سعي در پايبندي به معاهدات و پيمان هايي مانند معاهده کيوتو مبني بر جلوگيري از گسترش گازهاي گلخانه اي داشته اند ولي هنگامي که کشور بزرگي همچون آمريکا حاضر به امضاي اين پيمان نامه نيست، آيا باز هم مي توان گفت که اينگونه کشورها به دنبال استقرار سازمان هايي هستند که به اجتماع پاسخگو باشند.

مسئله محيط زيست را از نظرگاه ديگري نيز مي توان مورد بررسي قرار داد. اين جنبه، مربوط به ريشه هاي مذهبي تعامل با محيط زيست است. اديان گوناگون بر اين امر تأکيد دارند که فقط از طريق زندگي هماهنگ با محيط طبيعي در يک رابطه مبادله اين امکان براي انسان وجود دارد که زندگيش را به نحو خلاقي گسترش دهد. بر اساس چنين رويکردي، آيين بودا تعليم مي دهد که ارتباط بين انسان و طبيعت يک رابطه تضاد نيست بلکه وابستگي متقابل است. آيين شينتو در ژاپن نيز بر هماهنگي انسان با بيعت تأکيد داشت. حضرت عيسي نيز برنامه ريزي اقتصادي، تراکم سرمايه، تکنولوژي، و به طور کلي تجليل از اقدامات سودآور اقتصادي را که منجر به تخريب محيط زيست و ايجاد فاصله بين فرقه هاي مختلف مي شد، محکوم کرد. جالب اينجاست که آيين يهود مسير عکس را پيموده است. يکتاپرستي يهودي به اين مفهوم است که خداوند تمام آفرينش غير انساني را در دسترس مخلوق انساني خود قرار داده تا از آنها به هر طريقي که دلخواه اوست بهره برداري کند. دين اسلام نيز اگرچه براي انسان ها محدوديت هايي قرار داده است، اما با قلمداد کردن انسان به عنوان اشرف مخلوقات، مجوز دست يازيدن به طبيعت را صادر کرده است.

يکي از مؤسساتي که در زمينه مسئوليت اجتماعي اصولي را ارائه داده است، مؤسسه ISM مي باشد. اگرچه اين مؤسسه براي مديران زنجيره توليد اصولي را تدوين کرده است ولي قابل تعميم به سازمان هاي دولتي مي باشد. اين اصول عبارتند از:

1- جامعه: تلاش در راستاي ايجاد مزيت براي جامعه و همچنين تحريک و تشويق سازمان هاي مرتبط براي حرکت در راستاي منافع جامعه.

2- محيط: تشويق و تحريک سازمان براي ايجاد مکانيزم پاسخگويي به محيط خود به طوري که ابهام و نارضايتي محيط رفع شود و همچنين مواضع سازمان و اثرات سياست هاي سازمان بر روي نرخ هاي تورم، بيکاري، فقر روشن شود.

3- اخلاق: ايجاد منشور اخلاقي براي سازمان و کوشش در جهت عمل به اصول و مباني اخلاقي.

4- مسئوليت مالي: مسئوليت در برابر اموال افرادي که در سازمان سرمايه گذاري کرده اند و همچنين در سازمان هاي بزرگ دولتي، مسئوليت در برابر اموال مردم و ثروت ملي.

5- حقوق بشر: برخورد با افراد داخل و خارج از سازمان به طور محترمانه و با رعايت شأن افراد، احترام و پشتيباني از حقوق بين المللي تا جايي که در حيطه سازمان است، ايجاد تحرک در ديگر سازمان هاي مرتبط براي احترام گذاشتن به حقوق بشر

6-امنيت:ايجاد فضايي امن براي افراد درون سازمان و افراد بيروني که با سازمان در ارتباطند و عدم ايجاد ناامني براي ديگر افراد.

 نمونه (Case)

دو گروه اول و دوم نظرات خود را در مورد نقش دولت و مسئوليت اجتماعي مطرح مي کنند. س÷س نظرات دو گروه تحليل مي شود.

گروه اول:

دولت بدون در نظر گرفتن محيط زيست، دائماٌ فعاليت هاي آلوده کننده ي محيط زيست و فرساينده ي خاک ها را گسترش مي دهد و صنايعي که در راستاي افزايش صادرات هستند، فقيرها را فقيرتر و ثروتمندان را فربه تر مي کند.دولت بايستي آلاينده ها را کم کرده و صنايع تخريب کننده محيط را کنار بگذارد.

گروه دوم

ما راه برگشت نداريم و مهمترين عامل ناکارآمدي دولت، ضعف مديريت است و با اصلاح آن به اهداف توسعه دست خواهيم يافت.

تحليل نظرات دو گروه

اگر مواضع گونه گون هر دو گروه را مورد بررسي قرار دهيم، مشاهده مي کنيم که هر دو گروه مواضعي را اتخاذ مي کنند که اگر چه در آنها نکات درستي وجود دارد، ولي برخي از مدعاهاي آنها نيز بسيار عاميانه مي باشد.

در مورد گروه اول نکاتي قابل بيان است که عبارتند از: اينکه سياست هاي مديريت دولتي ثمري جز هدر دادن منابع به بهاي آلوده کردن محيط زيست نداشته است، يک بيان بدون فکر است. زيرا اولاً رسالت مديريت دولتي چيزي جز ارائه بهترين خدمات به مردم مي باشد (وارد اين بحث نمي شويم که آيا منظور از مديريت دولتي، اداره امور سنتي دولتي است که هنوز درکشورهايي حکمفرماست يا مديريت دولتي نوين که نقشي متفاوت از اداره امور دولتي به خود گرفته است و يا اينکه قلمرو بحث ايران است يا جهان؟)و سياست هاي مديريت دولتي در اين امتداد قرار مي گيريد و اين به معني هدر دادن منابع نيست و بلکه تلاش در راستاي استفاده از منابع براي تحقق آرمان هايي چون عدالت، آزادي، محو فقر و ... است. نکته اي که در اينجا قابل بيان است اين است که خود سياست ها بد جلوه نمي کنند، بلکه عدم تعهد و عمل به اينهاست که عواقب بيشماري را به دنبال مي آورد. در ادامه به نکات خوبي اشاره شده است. آري درست است که بهره وري دولت اندک است، کيفيت آموزش نامطلوب است و کشاورزي و مراتع را فراموش کرده و منابع را پايان ناپذير مي پنداريم و مدام آنها را به هدر مي دهيم، ولي آيا راه حل همان است که گروه اول ارائه مي دهد؟ آيا بايد چند قرن به عقب برگرديم و کشاورزي و ماهيگيري را پيشه کنيم و شروع به از بين بردن شهرها و ساختن روستاها کنيم؟ شايد اين ابلهانه ترين راه حل باشد که به ذهن مي رسد. در اينجا گروه دوم به خوبي اين راه حل را رد مي کند و بازگشت به عصر حجر را ناممکن مي داند. اين موضع گروه دوم که سياست هاي مديريت دولتي باعث عدم بهره وري شده است باز هم قابل قبول نيست زيرا خود سياست ها نيستند که باعث اين امر شده اند بلکه همانطور که اشاره شد نداشتن ضمانت اجرايي و قرار نگرفتن فعاليت ها در راستاي سياست هاست که موجب عدم بهره وري مي شود. در ادامه گروه دوم بر اين عقيده است که ضعف مديريت مهم ترين مانع است. اين بيان جاي تأمل بسيار دارد و به راحتي نمي توان آن را به عنوان بزرگترين عامل قبول کرد. بهتر است که براي تفسير اين بيان و همچنين به عنوان يک خاتمه به تحليل ديگري دست بزنيم:

اگر دقت کنيم مشاهده مي کنيم که زمزمه مسئوليت اجتماعي درست در زماني آغاز شد که عدم کارايي الگوي رشد اقتصادي بر همگان آشکار شده بود. متفکران توسعه که تا قبل از اين بر اين اعتقاد بودند که توسعه چيزي جز رشد اقتصادي نيست، حال از عقايد خود برگشته بودند و بر ارزش هاي جديدي تأکيد داشتند که از جنس مسئوليت اجتماعي بود. سياست هاي مديريت دولتي که در راستاي الگوي رشد اقتصادي بود، هنوز در بسياري از کشورهاي در حال توسعه مورد قبول است. از جمله اين سياست ها عبارت است از: صنعتي شدن، توسعه شهري، افزايش توليد ناخالص ملي، نظام برنامه ريزي متمرکز، اتکا به خارج و تکنولوژي پيشرفته. اگرچه ناکارآمدي اين سياست ها در کشورهاي توسعه يافته به اثبات رسيده است ولي هنوز کشورهاي در حال توسعه نتوانسته اند از اين دام تحميلي (نمونه واضح اين موضوع تحميل تئوري ها، ارزش ها، اخلاقيات بخش دولتي به کشورهاي جنوب شرق آسيا از طرف کشورهاي استعماري بريتانيا، آمريکا، فرانسه و هلند در دوران استعمار و پس از ان است) رهايي يابند. اکنون راه حل براي برون رفت از بحران هايي که جهان صنعتي با خود به همراه داشته است شايد تکيه بر مباني نظريه ي جديد توسعه يعني الگوي نيازهاي اساسي باشد. اين الگو که با مسئوليت اجتماعي همراستا است، نه تنها رشد اقتصادي را در نظر مي گيرد بلکه معيارهاي توسعه يافتگي را که مفاهيمي جون فقرزدايي، توسعه اجتماعي، توسعه فرهنگي و ... است را هم مورد توجه قرار مي دهد. سياست هايي که در اين الگو قرار دارند عبارتند از: توسعه کشاورزي (مکانيزه با حداقل عواقب زيست محيطي)، توسعه روستايي (به سمت ايجاد روستا شهرها)، رفاه فردي، برنامه ريزي مشارکتي و غيرمتمرکز، اتکا به داخل، تکنولوژي مناسب(با توانمندي ها و پتانسيل ها و ساختارهاي فرهنگي، اجتماعي و ... داخلي). در انتها شايان ذکر است که اگر در مديريت دولتي، سياست ها در راستاي الگوي نيازهاي اساسي قرار گيرند و بر ارزش هاي مسئوليت اجتماعي و اخلاقي تأکيد شود، به مرور زمان دولت و سياست هاي آنها کارآمد خواهد شد و به سمت توسعه يافتگي پيش خواهيم رفت.

 منابع و مآخذ

1-توينبي آرنولد، ايکدا دايساکو (گفتگوي دو فرزانه)؛ براي قرن بيست و يکم؛ مترجمان: پاشايي ع. [ ... و ديگران]؛ ويراستار مجيدي فريبرز؛ تهران؛ نشر ثالث؛ 1381.

2-نوري تاجر، مريم؛ مسئوليت هاي اخلاقي و اجتماعي در مديريت؛ مجله تدبير، شماره 115، شهريور 1380.

3- Institute for Supply Management; Principles of Social Responsibility; 2004.

4- Haque M.Shamsul; Reforming Public Administration in Southeast Asia: Trends and Impacts; Public Organization Review; 2005.

 

نظرمن

باتوجه به تلاشی که برای احیای امورتربیتی انجام می شود وبا برگزاری یک انتخابات دیگر و تغییرات

اساسی از بالا به پایین در سازمانها و ادارات واحتمال سکته مجدد این نهاد درآینده بهتر است فعلا به این

نکات توجه شود :

۱- پشتوانه اقتصادی این نهاد تقویت گردد

۲- برنامه ریزی جدید با نگاهی به چارچوب های قبلی این نهاد گردد

۳- نگاه این نهادبیشتربه فرهنگ و ورزش و ایجادشادابی در دانش آموزان گردد

۴- مربیان به صورت تخصصی آموزش ببینند . یعنی هرمربی در خالی که برچارچوبه این نهادمسلط است 

یکی از بخش های هنری یا فرهنگی رابصورت تخصصی مسلط باعشد

۵- ازمربیان کارآمد و توانا استفاده گردد

۶- ارزشیابی فنی مناسبی برای انتخاب مربیان درسال های آتی تنظیم گردد

اردی بهشت ۸۶

سکته اول به خیرگذشت

          این روزها صحبت از احیاء امورتربیتی درمحافل می باشد . باید دیدکه چه برنامه هایی را برای

احیای آن در نظردارند . بعضی ها می گن نیازی نیست اگر نیازبود که برداشته نمی شد و بعضی ها می

گویند ناکارآمد است و بعضی دیگر می گویند دستان پنهانی درکاربوده و بعضی دیگر هم می گن قضیه

تعدیل نیرو و کم کردن هزینه های دولته . به هرحال هرچه که بوده بی دلیل

نبوده و بدنیست گاهی اوقات ضعف ها رابپذیریم و بدنبال یک راه اساسی و مشکل گشابگردیم .

علت پیدایش امورتربیتی پس از انقلاب اسلامی :

۱- نفوذ دراجزای آموزش و پرورش و رنگ و بوی اسلامی دادن به کتاب و معلم و قوانین

۲- مدیریت فعالیت های فوق برنامه و سازمان دادن به آن

علت برچیده شدن امورتربیتی در دولت خاتمی :

۱- بازنگری کارشناسان و روانشناسان درفعالیت های این نهاد

۲- ورود جهان به مرحله مشارکت و جدی شدن آن در ایران با توجه به نیاز جامعه

۳- دورشدن مربیان از اهداف اولیه این هناد

۴- ناکآرآمدی برنامه های این نهاد باتوجه به شعارهای عقل گرایی وگروهی و جمعی شدن فعالیت ها 

۵- تغییرنیازهای دانش آموزان با توجه به پیشرفت های جهانی و سریع علم و دانش و شیوه های نوین

    تدریس و مدیریت فعالیت گروهی

۶- شعار همه معلمان متولی تعلیم و تربیت می باشند و نباید آنها را از هم تفکیک کرد

۷- کم کردن هزینه های دولت بکمک معرفی معاون پرورشی

علت احیای مجدد امورتربیتی در دولت احمدی نژاد :

۱- سیاسی کاری مبتلابه جامعه و نهادهای دست اندرکار و رو کم کنی

۲- پیشنهاد نیروهای مؤثر پیشین و همراهی مقام رهبری به عنوان احترام به اندیشه ها

۳- شعار احیای ارزش های انقلابی و ازدست نرفتن آن

به هرحال :

قرارنیست که یک امردریک برهه از زمان کارآمد بوده و تا آخرالزمان هم کارآمدباشد . اگر چنین بیندیشیم

باید دنبال ریشه های افکارسنتی یا غیرقابل انعطاف و یا عقب مانده و ... بگردیم که باتوجه به سرعت

پیشرفت درزمان فعلی و کارآمدی اندیشه ها و امورجدید و به روز بودن نسل کودک و نوجوان و جوانمان نه

تنها نمی توانیم برنامه هایمان را ارائه دهیم بلکه جایی دردلها و اندیشه های آن ها پیدانخواهیم کرد . ما

به یکسو و دانش آموزان هم به سوی دیگر خواهندرفت .                             

 اردیبهشت ۸۶

 

نذرباغبون

 نذرباغبون

 

ازخواب بیدارشد ، خنکای صبحگاهان راحس کرد، به خودتکانی داد و آرام به اطراف نگاه کرد . صدای قدم های نرم و لطیف بهار را همراه با طپش قلبش که نوید زندگی را می داد شنید . همانطورکه اطرافش را نظاره می کرد متوجه هم نژادهاش شد ، همه بیدارشده بودند . به بید مجنونی که کنارش قدکشیده بود نگاهی کرد و پرسید :

حالا نمی شد چند روز دیگه بیداربشیم ؟

پیرمجنون شاخه های نرمش را در حالی که ماساژ می داد و در مسیر وزش باد قرار می داد ، گفت :

لطف زندگی به اینه که نسیم بهار رو حس کنیم ، ببوئیم و ببوسیم .

نهال نوجوان دراین لحظه کنار بید مجنون جای دوستش سپیدارو خالی دید و گفت :

رفیقمون کجاست ؟ نکنه ما خواب بودیم و بلایی سرش اومده ؟

بیدمجنون سرش رو پایین انداخت و با یه حسی که معلوم بود هم خوشحاله و هم ناراحت ، گفت :

قبل از زمستون یه روز توی پائیز بهش گفتم توچرا با این سنٌ کمت داری اینقدر قد می کشی و بالا می ری ؟

گفت : امسال دیگه نوبتمه .

گفتم : نوبتته یعنی چه ؟

گفت : دیروزکه یه مردتنهاکنارت نشسته بودو زانوی غم بغل گرفته واشک می ریخت وشعرمی گفت وتو هم سعی می کردی

         با حرکات نرم و موزون گیسوانت ، لطافت و نرمش رو بهش ارمغان بدی و کمی از بار غمش بکاهی ، باغبون با پسزش

         آنطرف ترایستاده بودن و داشتن صحبت می کردن ،خوب که حواسمو جمع کردم دیدم دارن درباره من صحبت می کنن .

گفتم : خب چی می گفتن ؟

گفت : باغبون به پسرش می گفت ، پسرم تو وقتی کوچک بودی بیماری سختی به سراغت اومد ، بطوری که دکترا جوابت

         کردن ، منم به نیٌت شفات این سپیدارو از قلمستان خریدم و کنار این بید مجنون کاشتم و به خودم گفتم ، اینم نذر علی

         اکبر (ع) . حالا که بزرگ شدی و بیماری هم چندساله باهات نیست باید به نذرم وفا کنم و این سپیدارو که تا چندوقت

         دیگه به خواب زمستونی فرو می ره و موقع قطع کردنش هیچ دردی رو احساس نمی کنه ، ببرمش و ...

پسرش گفت : حالا چرا امسال ؟

باغبون گفت : چون قد و بالاش بلند و مناسب شده برای علم علی اکبر (ع) هیئت محله مون . امسالم که محرم افتاده تو

         عیدمون . تاببینیم خواست خداچیست ؟

بیدمجنون حرفاش که به اینجارسید گفت : تو هم دوست داشتی جای اون بودی ؟

نهال گفت : من بیشتر دلم می خواست درصحرای کربلا بودم و وقتی امام حسین (ع) علی اصغرش رو در آغوش گرفتته بود و   

         خونهاش رو به آسمون می پاشید ، شیره ی جونم رو به جای تیر سه شعبه در گلوش می چکوندم .

 

 

بهار 79

گزارش اردوی کوهپیمایی

 گزارش اردوی کوهپیمایی

 

شکرخدا یک برنامه ی کوهپیمایی درکولک چال تهران در روز یکشنبه 11/2/79 برای رسد سیمرغ و روز

      پنجشنبه 15/2/79 برای رسد طوفان برگزار شد . انشاء ا... که چشم نمی خوره .

K حالا

? قراره روزچهارشنبه 25/3/79 هردورسد برن دماوند تاخستگی امتحانات را از تن بدر کنن و هرچه که این یکساله

      خواندن بریزن تو چشمه اعلاء تا بر اثر سردی آب اطلاعاتشان برای یکسال دیگه استرلیزه بشه .

K حالا !؟

? مثل اینکه قراره یک اردوی دیگر هم هردو رسددرروز دوشنبه 30/3/79 به مقصد موزه ی حیات وحش دارآباد ،

      جماران و پارک جمشیدیه داشته باشند ، تا ببینیم !

K خب حالا !

? همین دیگه !

K خب ؟

? هیچی دیگه ، آقاولی زاده که ادعاش می شه کوه رفتن توی خون ورگشه و حتی ننه آقاشم کوه می ره ،

      باردوم که با بچه ها رفته کوه وسط راه از تشنگی لَه لَه می زده .

K حالا ؟!

? غلامیان هم که نفس و توان کوهپیمایی رانداشت اسم خودش روگذاشته بود اسکانیا که ...

K که چی بشه ؟

? یعنی ما سنگینیم و باید دنده سنگین تر بریم .

K حالااااا ؟

? بچه هایی که اول مسیر کوهپیمایی هل شده بودن و به جای پا می خواستن با سر بدون ، بالای کوه وسط راه

      مونده بودن ودنبال مامانشون می گشتن !

K جدٌی !؟

? آره والله ، همین خدایاری وغلام نژادرواگه جلودارشون نبودی مثل بزکوهی میرفتن بالا .

K جـــــــــــــددی !؟!!

? آره جون تو ! 

K خب بعدش چی ؟

? جونم برات بگه ، وسط راه مونده بودن ومی گفتن مادیگه نمی آئیم . این دفعه ی آخرمونه .

K دلت نسوخت براشون؟

? نه بابا دلم بیشتر برای غلام نژاد سوخت .

K چرا ؟

? آخه بچه که بالای کوه یک دندون دردی گرفته بود که نگو ، من نمی دونم کی چشمش زد ، برٌه رو .

K خب دیگه ؟

? دیگه اینکه موقع آتیش به پاکردن برای چایی هم 10 نفری ریخته بودن دوراجاق و همه شده بودن متخصص

      آتیش بازی ، یک دودی به خورد آقا ولی زاده و آقاقاجار دادن که دیگه حوس نکنن بابچه ها اردو برن ، بنده خدا

      اسکانیا اگه به داد اجاق نرسیده بود از بی چوبی یخ می زد .

K خب که چی ؟

? هیچی دیگه یه چایی دودی ای خوردیم که نگو و نپرس .

K خب بعدش ؟

? کاظمی بلا هم ، فکرنمی کردم اینقدرپرطاقت باشه و راحت بتونه بیاد بالا ، بعدشم یه چند نفری هم نماز ظهر

      و عصرشون روبالای کوه خوندن ، هرچی باشه اونجا به خدا نزدیک تربودن .

K دیگه ؟

? یه آقایی اومده بود و داشت دنبال یه لقمه نون خشک می گشت ، ...

K چرا اونجا !؟

? می گفت فکرنمی کردم امروز آشپزخانه ی اردوگاه کولک چال تعطیل باشه .

K بعدش چی شد ؟

? معلومه دیگه بنده خدا آقا قاجار و آقاولی زاده تعارفش کردن ، اونم رودربایستی نکرد ، نشست و باقیمانده

      غذای سیدرضا رو خورد ، خیار و گوجه هم میل کرد ، قبل و بعا از نمازشم چایی دودی خورد و آخر کارهم

      داشت دنبال مسیر برگشت ماشین به ورامین رو می گشت .

K چی جوابشو دادین !؟

? معلومه دیگه ، آقاولی زاده جواب درست وحسابی بهش نداد ، اونم گیج و ویج شده بود و به این نتیجه رسید

      که باید خداحافظی کنه و راهش روبکشه و بره .

K دیگه ؟ بگو !

? بین خودمون باشه آقا ولی زاده میون تخته سنگ ها راه روگم کرده بود و اول یک کمی از مسیرها رو شناسایی

      می کرد و بعد به ما می گفت که از کجا بیائیم . خب باباجون کارت این نیست ، یک کلام بگو و خیال خودت رو

      راحت کن . تازه بعد از 7 ماه می خواست کارت پیشتازی بده نبودی ببینی چه کلاسی توی پارک جمشیدیه

      گذاشته بود ، که چی ؟ مراسم اهداء کارته .

K کلاس دیگه چیه ؟

? کلاااااس یه جای چهارگوشه

K همین ؟

? نه بابا درب و پنجره هم داره ، میز و نیمکت هم داره ، ...

K فهمیدم !

? شاگردهم داره، گاهی وقتها توی زیرزمین، گاهی هم همکف و گاهی هم درطبقات بالایی تشکیل می شه .

K خب ، این که می گن فلانی بالاخونه شو داده اجاره ، یعنی کلاس گذاشته .

? آره ، من و تو هم با این حرهایی که می زنیم ، الان کلاس گذاشتیم .

K فهمیدم !

? چی رو فهمیدی ؟

K همونی که داشتی می گفتی ، چی بود ؟! آهان ، چایی دودی رو !

? هاااااااااااان!؟!

 

 

 امضاء : آقا کلاغه

 

انواع تشویق های بیانی

انواع تشویق های لهجه ای برای دانش آموزان

 

تشویق معمولی یا تهرانی             خوبه ، خوبه ، خیلی خوبه

تشویق اصفهانی                         خوبِس ، خوبِس ، خیلی خوبِس

تشویق یزدی                               خَشِه ، خَشِه ، خیلی خَشِه

تشویق سیستان بلوچستانی        واشین ، واشین ، سَخ واشین

تشویق ترکی                              ساقول ، ساقول ، چُخ ساقول

تشویق ترکی                              یاخچی ، یاخچی ، چمخ یاخچی

تشویق ترکی                              یاشا ، یاشا ، یاشیا سانت

تشویق ترکی                              یاشا ، یاشا ، مین یاشا

تشویق عربی اصیل                      جَیِّد ، جَیِّد ، جِدُاً جَیِّد

تشویق عربی خوزستان                زَیِّن ، زَیِّن ، کَلِّش زَیِّن

تشویق خوزستانی                      حلوه ، حلوه ، واید حلوه

تشویق لــری                               خُوَه ، خُوَه ، خیلی خُوَه

تشویق کردی                              خاصَه ، خاصَه ، فِرَ خاصَه

تشویق کرمانی                           ماشی ماشی ماش ماشا ا...        چشم نخوری ایشا ا...

تشویق خراسانی                       رِندَه ، رِندَه ، پِر رِندَه

تشویق نیشابوری                        باری ، باری ، بارکلّا                       چِش نخوری ایشا ا...

تشویق گیلانی                            پیرشی برار         تی قربان

تشویق مازندرانی                         خارَه ، خارَه ، خَلِ خارَه

تشویق بوشهری                          خُوِن ، خُوِن ، خیلی خُوِن

تشویق پاکستانی                        اَتچاءِ ، اَتچاءِ ، بالا بالا اَتچاءِ

تشویق مصری                             گَمیل ، گَمیل ، فَوقَ  گَمیل

تشویق عربی                              طَیِّب ، طَیِّب الله ، اَحسنت بارک الله

تشویق انگلیسی                         گود ، گود ، وری گود

تشویق لبنانی                            تَشکُر ، تَشکُر ، تَشکُرنا