این روزها صحبت از احیاء امورتربیتی درمحافل می باشد . باید دیدکه چه برنامه هایی را برای

احیای آن در نظردارند . بعضی ها می گن نیازی نیست اگر نیازبود که برداشته نمی شد و بعضی ها می

گویند ناکارآمد است و بعضی دیگر می گویند دستان پنهانی درکاربوده و بعضی دیگر هم می گن قضیه

تعدیل نیرو و کم کردن هزینه های دولته . به هرحال هرچه که بوده بی دلیل

نبوده و بدنیست گاهی اوقات ضعف ها رابپذیریم و بدنبال یک راه اساسی و مشکل گشابگردیم .

علت پیدایش امورتربیتی پس از انقلاب اسلامی :

۱- نفوذ دراجزای آموزش و پرورش و رنگ و بوی اسلامی دادن به کتاب و معلم و قوانین

۲- مدیریت فعالیت های فوق برنامه و سازمان دادن به آن

علت برچیده شدن امورتربیتی در دولت خاتمی :

۱- بازنگری کارشناسان و روانشناسان درفعالیت های این نهاد

۲- ورود جهان به مرحله مشارکت و جدی شدن آن در ایران با توجه به نیاز جامعه

۳- دورشدن مربیان از اهداف اولیه این هناد

۴- ناکآرآمدی برنامه های این نهاد باتوجه به شعارهای عقل گرایی وگروهی و جمعی شدن فعالیت ها 

۵- تغییرنیازهای دانش آموزان با توجه به پیشرفت های جهانی و سریع علم و دانش و شیوه های نوین

    تدریس و مدیریت فعالیت گروهی

۶- شعار همه معلمان متولی تعلیم و تربیت می باشند و نباید آنها را از هم تفکیک کرد

۷- کم کردن هزینه های دولت بکمک معرفی معاون پرورشی

علت احیای مجدد امورتربیتی در دولت احمدی نژاد :

۱- سیاسی کاری مبتلابه جامعه و نهادهای دست اندرکار و رو کم کنی

۲- پیشنهاد نیروهای مؤثر پیشین و همراهی مقام رهبری به عنوان احترام به اندیشه ها

۳- شعار احیای ارزش های انقلابی و ازدست نرفتن آن

به هرحال :

قرارنیست که یک امردریک برهه از زمان کارآمد بوده و تا آخرالزمان هم کارآمدباشد . اگر چنین بیندیشیم

باید دنبال ریشه های افکارسنتی یا غیرقابل انعطاف و یا عقب مانده و ... بگردیم که باتوجه به سرعت

پیشرفت درزمان فعلی و کارآمدی اندیشه ها و امورجدید و به روز بودن نسل کودک و نوجوان و جوانمان نه

تنها نمی توانیم برنامه هایمان را ارائه دهیم بلکه جایی دردلها و اندیشه های آن ها پیدانخواهیم کرد . ما

به یکسو و دانش آموزان هم به سوی دیگر خواهندرفت .                             

 اردیبهشت ۸۶