نذرباغبون
نذرباغبون
ازخواب بیدارشد ، خنکای صبحگاهان راحس کرد، به خودتکانی داد و آرام به اطراف نگاه کرد . صدای قدم های نرم و لطیف بهار را همراه با طپش قلبش که نوید زندگی را می داد شنید . همانطورکه اطرافش را نظاره می کرد متوجه هم نژادهاش شد ، همه بیدارشده بودند . به بید مجنونی که کنارش قدکشیده بود نگاهی کرد و پرسید :
حالا نمی شد چند روز دیگه بیداربشیم ؟
پیرمجنون شاخه های نرمش را در حالی که ماساژ می داد و در مسیر وزش باد قرار می داد ، گفت :
لطف زندگی به اینه که نسیم بهار رو حس کنیم ، ببوئیم و ببوسیم .
نهال نوجوان دراین لحظه کنار بید مجنون جای دوستش سپیدارو خالی دید و گفت :
رفیقمون کجاست ؟ نکنه ما خواب بودیم و بلایی سرش اومده ؟
بیدمجنون سرش رو پایین انداخت و با یه حسی که معلوم بود هم خوشحاله و هم ناراحت ، گفت :
قبل از زمستون یه روز توی پائیز بهش گفتم توچرا با این سنٌ کمت داری اینقدر قد می کشی و بالا می ری ؟
گفت : امسال دیگه نوبتمه .
گفتم : نوبتته یعنی چه ؟
گفت : دیروزکه یه مردتنهاکنارت نشسته بودو زانوی غم بغل گرفته واشک می ریخت وشعرمی گفت وتو هم سعی می کردی
با حرکات نرم و موزون گیسوانت ، لطافت و نرمش رو بهش ارمغان بدی و کمی از بار غمش بکاهی ، باغبون با پسزش
آنطرف ترایستاده بودن و داشتن صحبت می کردن ،خوب که حواسمو جمع کردم دیدم دارن درباره من صحبت می کنن .
گفتم : خب چی می گفتن ؟
گفت : باغبون به پسرش می گفت ، پسرم تو وقتی کوچک بودی بیماری سختی به سراغت اومد ، بطوری که دکترا جوابت
کردن ، منم به نیٌت شفات این سپیدارو از قلمستان خریدم و کنار این بید مجنون کاشتم و به خودم گفتم ، اینم نذر علی
اکبر (ع) . حالا که بزرگ شدی و بیماری هم چندساله باهات نیست باید به نذرم وفا کنم و این سپیدارو که تا چندوقت
دیگه به خواب زمستونی فرو می ره و موقع قطع کردنش هیچ دردی رو احساس نمی کنه ، ببرمش و ...
پسرش گفت : حالا چرا امسال ؟
باغبون گفت : چون قد و بالاش بلند و مناسب شده برای علم علی اکبر (ع) هیئت محله مون . امسالم که محرم افتاده تو
عیدمون . تاببینیم خواست خداچیست ؟
بیدمجنون حرفاش که به اینجارسید گفت : تو هم دوست داشتی جای اون بودی ؟
نهال گفت : من بیشتر دلم می خواست درصحرای کربلا بودم و وقتی امام حسین (ع) علی اصغرش رو در آغوش گرفتته بود و
خونهاش رو به آسمون می پاشید ، شیره ی جونم رو به جای تیر سه شعبه در گلوش می چکوندم .
بهار 79
محمد ولی زاده