مراحل رشد شخصیت كودکان زیر 6 سال
مراحل رشد شخصیت كودك (1) كودكان زير 6 سال
نویسنده : اعظم طیرانی
روان شناسان امروزه از"كودك توانا" سخن می گویند، چون آنهاتوانایی های بسیاری را كه كودكان با آن به دنیا می آیند، تشخیص داده اند. دانشمندان در دوره های مختلف جنبه های گوناگونی از شخصیت كودك را بررسی كرده اند. در سالهای اخیر،"مهارتهای شناختی كودكان" موضوع تحقیقات زیادی بوده است. در نتیجه اكنون در مورد فهم و ادراك كودك در مقایسه با 24 سال پیش به اطلاعات بیشتری دست یافته ایم.
سال اول زندگی
"گزل" روان شناس مشهور معتقد است:یكی از تغییرات آشكار و قابل توجه در سال اول زندگی، رشد جسمانی بچه هاست؛ زیرا در این مدت قدحدود50 درصدرشدكرده ووزن كودك دوبرابرشده است.ضمن اینكه تناسب بدن هم تغییرمیكند. بسیاری از تغییرات دوران كودكی دستكم تااندازه ای ناشی از مراحل همگانی عوامل بیولوژیكی در دستگاه عصبی مركزی است كه در علم روان شناسی به آن "رسش" میگویند. این مسأله زمینه رابرای ظاهر شدن عملكرد روان شناختی آماده می كند گرچه این امربه تنهایی نمی تواند باعث بروز خصوصیت روان شناختی شود، اما محدوده زودترین و نزدیكترین زمان بروز آن را تعیین می كند.
رشد حركتی در دوران كودكی
بررسی های كیگان نشان می دهد رشد حركتی در دوران كودكی مثال خوبی است از عملكردهایی كه به رسش بستگی دارند. بعد از شش ماهگی كودكان می توانند بدون كمك دیگران بنشینند، سپس سینه خیز بروند و سرانجام راه بیفتند. هر چند كه این توانایی ها به رسش بستگی دارند، ولی تمرین مهارتهای حركتی نیز در آن مؤثر است. نكته قابل توجه اینكه زمان ظاهر شدن عملكردهای حركتی كودك از قبیل راه رفتن، تقریباً ارتباطی با "هوش" و یا "رشد جسمانی" بعدی او ندارد.
رابطه رشد شناختی و ادراك
همچنین او معتقد است، رشد شناختی در سال او ل زندگی در قلمروهای گوناگونی بروز می كند كه از میان آنها چهار قلمرو اهمیت خاص دارند. اولین آنها "ادراك" است. كودك در سال اول زندگی خود قادر است كه اشیا و كیفیت آنها مانند رنگ، استحكام، عمق و شكل را درك كند. البته آنها در این دوره سنی به حركات متضاد و تغییر در اندازه یا وضعیت فضایی اجسام نگاه می كنند.
تشخیص محركهای مشابه
طبق تحقیقات همین روان شناس دومین توانایی شناختی كودكان "تشخیص اطلاعات " است. كودكان می توانند محركهایی را كه به هم شباهت دارند، ولی یكسان نیستند تشخیص دهند. به عنوان نمونه تصاویر تكراری از یك چهره كه از زوایای گوناگون دیده می شود. روان شناسان دریافته اند كه كودكان تجربه هایشان را بازنمایی ذهنی می كنند. آنها به این عمل "طرح واره" می گویند. گرچه "طرح واره" عیناً همان شی نیست كه كودك با آن روبه رو می شود، اما بسیاری از خصوصیات آن را دارد. كودكان این طرح واره ها را برای تشخیص شباهت یا همسان بودن اشیای جدید از شیء قبلی به كار می برند.
توانایی رده بندی در كودكان
كیگان می نویسدسومین توانایی شناختی، توانایی "رده بندی" است كه همان گروه بندی اشیایا امور براساس مشخصه های مشترك می باشد. به عنوان مثال، در سن یك سالگی كودكان احتمالاً اشیا را برحسب رنگ رده بندی می كنند، یا انواع غذاها را با هم در یك گروه قرار می دهند و آنها را از چیزهای غیر خوراكی جدا می كنند. از سوی دیگر، كودكان به اموری كه تاكنون ندیده اند یا تجربه نكرده اند بیشتر توجه نشان می دهند. بنابر اعتقاد روان شناسان كودك، این مسأله ناشی از "فرضیه ناهمگونی توجیهی" است.
افزایش حافظه
چهارمین توانایی شناختی كودك در سال اول زندگی "افزایش حافظه" است. كیگان و هامبورگ در همین زمینه معتقدند:كودكان خردسال می توانند محركی را كه قبلاً دیده اند به یاد آورند، آنها بعد از شش ماهگی رفته رفته می توانند اموری را كه مربوط به زمان حال نیست به خاطر آورند و اطلاعاتی درباره چیزهایی كه در گذشته تجربه كرده اند، در ذهنشان مرور كنند.
زمان شروع ترس در كودكان
تحقیقات فری برگ نشان می دهددرشش ماهه دوم زندگی، دركودكان ترسهای خاصی ایجادمی شود. دراین دوره سنی معمولاً بچه ها از غریبه ها می ترسند. به همین دلیل نیز هنگامی كه مادر یا مراقب آشنا از آنها جدا می شود، دچار اضطراب و ناراحتی می شوند.
جالب اینكه این ترسها در كودكان با فرهنگهای گوناگون، اطفال بینا یا نابینا و همچنین بچه هایی كه در مهدكودك بزرگ می شوند همزمان است. بنابراین، به این نتیجه می رسیم كه ایجاد توانایی های شناختی در شروع ترسهای گوناگون دخالت دارد.
دوران حسی،حركتی رشد
براساس نظریه رشدشناختی"پیاژه" دوسال اول زندگی"دوران حسی،حركتی رشد" تلقی می شود.دراین دوره سنی كودك اغلب در پی كارهایی است كه اورابااجسام مرتبط كند، به عنوان مثال بازی بااسباب بازی هایش ویا پرتاب كردن و دستكاری اشیای مختلف.
مراحل رشد ذهنی در دوران حسی،حركتی
پیاژه معتقد بود كه رشد ذهنی در دوران حسی،حركتی شش مرحله مربوط به هم را می گذراند. در این مراحل كودك بتدریج در رابطه با محیط پاسخهایی دریافت می كند كه به سوی راههای انعطاف پذیر و متنوعی برای كنش متقابل با محیط پیش می رود. یكی دیگر از توانایی هایی كه كودك در این مرحله به آن دست پیدا می كند فهمیدن این مسأله است كه اشیایی كه دور از چشم اویند نیز وجود خارجی دارند كه به این مرحله "پایداری شی" می گویند.
رشد كودكان محصول رسش و تجربه با محیط است
پیاژه فرض را بر این داشت كه رشد به طور كلی هم محصول رسش و هم تجربه با محیط است. ولی تأكید او بر دومی بود. او رشد دوران كودكی را تدریجی و مداوم می دانست و معتقد بود هر مرحله به مرحله دیگر افزوده می شود. یكی از توانایی های عمده در این دوران توانایی برنامه ریزی و عملی كردن آن در مدتی كوتاه است.
تأثیر مادر در رشد اجتماعی كودك
سه نظریه عمده درباره رشد كودك بررابطه بین كوده عنوان عاملی بسیارمهم تأكید می كند. طبق نظریه روانكاوی، كشش كودكان برای دست یافتن به لذت حسی سبب می شودتاانرژی عاطفی خودراصرف افرادی كنندكه ازطریق رفع نیازهایی مانند رفع گرسنگی یا تشنگی در آنها مؤثرند. نظریه دیگری كه از نظریه روانكاوی نشأت گرفته است، بر پی ریزی حس اعتماد در دوران كودكی است دورانی كه مادرازكودك مراقبت دایمی میكندو پیوند عاطفی بین آنها مستحكم می شود. در نظریه كردارشناسی مطالعاتی در زمینه دلبستگی كودكان به مادرانشان انجام شده است. نظریه پردازان چنین مطرح كرده اند كه نوزاد انسان به طور ژنیتكی آماده است تا به افرادی كه ازاومراقبت میكنند دلبسته شود،و این دلبستگی ها از لحاظ تكاملی دارای ارزش هستند، به دلیل اینكه به كودك كمك می كنند تا خود را با محیط سازش دهند. از این رو این دلبستگی ها سبب می شود كه بزرگسالان از كودك مراقبت كنند و او را از خطر دور نگه دارند. براساس این نظریه دلبستگی عامل بسیار مهمی در سلامت و رشد عاطفی و اجتماعی كودك دارد. بنابراین او به دلیل دلبستگی به والدین خود، ارزشها و معیارهای آنان را می پذیرد.
محمد ولی زاده