والدین و شیوه های فرزند پروری
● مقدمه :
زندگی خانواده نقش اساسی در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی کودکان و والدین دارد. خانواده اولین و مهم ترین بافت اجتماعی رابرای رشدانسان فراهم می سازد. درجریان رشد طبیعی هر کودک یک رشته تغییرات شناختی، عاطفی و اجتماعی را شاهد هستیم. تقریبا همه کودکان در طول رشد و در جریان سازگاری با این تغییرات دچار مشکلاتی می شوند و استرس و تعارضی را که به دنبال می آید ، می تواند به مشکلات رفتاری ، عاطفی و یادگیری در آن ها بیانجامد. اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده به ویژه والدین می باشد. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روش های تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آن ها با فرزندان ارتباط دارد.
● شیوه های فرزند پروری :
شیوه های فرزند پروری شامل دو معیار عمده هستند :
1- محبت : شامل صمیمیت، علاقه، مهربانی وعاطفه والدین است
2- کنترل والدین : آن دسته ازرفتارهای والدین است که در خدمت جامعه پذیری کودک قرار دارد
بر اساس این دو شاخص مهم ، شیوه های فرزند پروری را به سه دسته عمده تقسیم می کنند :
شیوه مقتدرانه ، شیوه سهل گیرانه ، شیوه استبدادی
1) شیوه مقتدرانه :
والدینی که ازاین شیوه استفاده می کنند،واقعیت هارابه کودکان خود منتقل می سازند، و تمایل بیشتری برای پذیرش دلایل کودک خود در رد یک رهنمود (دستور) ازخود نشان می دهند. این والدین سخنوران خوبی هستند واغلب برای مطیع سازی ازاستدلال ومنطق بهره می جویندوبه منظور توافق با کودک با او گفت وگو می کنند ،
از رفتارهای نامطلوب نمی ترسند و تاب مقاومت در برابر عصبانیت کودک را دارند. والدین مقتدربه تلاش های کودکان درجهت جلب حمایت وتوجه پاسخ می دهندوازتقویت های مثبت بیشتری استفاده می کنند.
کودکان این والدین ، فعال، دارای اعتماد به نفس، استقلال رای ، واقع گرا، باکفایت و خشنود، توصیف شده اند. آن ها به دلیل این که والدینشان فرصت های زیادی در تصمیم گیری و انتخاب در اختیارشان قرار می دهند و به خاطراین که مورد عشق و محبت واقع می شوند از نوعی احساس امنیت عاطفی برخوردارند.
2) شیوه سهل گیرانه :
والدین سهل گیرکنترل کمتری بر کودکان خود اعمال می کنند و خواسته های آن ها چندان معقول نیست. مهرورزی و محبت آن ها در حد متوسطی قرار دارد. خانواده این والدین نسبتا آشفته است. فعالیت خانواده، نامنظم و اعمال مقررات، اهمال کارانه است. والدین کنترل کمی بر کودکانشان دارند ، همین طور در خصوص انضباط کودک از نگرش هایی متعارض برخوردارند. فقدان خواسته های معقول همراه با خودداری از ارایه دلیل و گفت وگو با کودک، همواره ازویژگی های این شیوه به شمار می رود. والدین سهل انگار زورگو و سرکوبگر هستند. آن ها از روش های احساس گناه و انحراف استفاده می کنند. این والدین همچنین در بیشتر موارد در مواجهه با بهانه جویی و شکایت کودک، سر تسلیم فرود می آورند.
مادران سهل انگار به عنوان تنبیه، کودک را از محبت خود محروم می سازند و به تمسخر او می پردازند. او توقع چندانی برای انجام کارهای منزل و رفتار صحیح از کودک خود ندارد. او خود را به عنوان عاملی فعال که هر گاه بخواهد، می تواند از آن استفاده کند ، نه به عنوان عاملی که مسئول شکل دهی یا تغییر رفتار کنونی یا آتی کودک است، معرفی می کند. کودکان این والدین از اتکاء به خود، خودداری می کنند و یا از استقلال رای اندکی برخوردارند. این کودکان به صورت افرادی نسبتا ناپخته توصیف شده اند که هنگام مواجهه با ناملایمات، تمایل به واپس روی (روی گردانی) دارند. این کودکان نسنجیده عمل می کنند و به فعالیت بی هدف می پردازند.این کودکان نیز تکانشی، پرخاشگر و فاقد اعتماد به نفس هستند و رفتارهای بزهکارانه از خود نشان می دهند.
3) شیوه استبدادی:
نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دو شیوه دیگرمتمایزمی سازد. این والدین بسیارپرتوقع بوده وپذیرای نیازها و امیال کودکان نیستند. پیام های کلامی والدین یک جانبه و فاقدمحتوای عاطفی است.والدین مستبدغالباًهنگام اعمال دستورات، دلیلی ارایه نمی دهند.
این والدین به ندرت در رابطه ای که منجر به خشنودی کودک شود، شرکت می کنند. آن ها عموما نسبت به تلاش های کودکان برای حمایت و توجه بی تفاوتند و به ندرت از تقویت مثبت استفاده می کنند. این والدین برای کنترل کودکان خود از شیوه های ایجاد ترس استفاده می کنند و هیچ گونه تفاهمی بین والدین مستبد و فرزندانشان وجود ندارد. این والدین در مواقعی که اعمال و رفتار کودک در تعارض با معیارهای آن ها قرار می گیرد، از تنبیه و اعمال زور برای مهار خواسته کودک استفاده می کنند. این کودکان افردی خشمگین، منزوی، غمگین وآسیب پذیرنسبت به فشار (استرس) و محتاط توصیف می شوند.
محمد ولی زاده