هویت چیست ؟

دکتر عليرضا آرمنديان                    بنيان‌گذار تکنولوژي فکر     

تمام دستاورد‌هاي خوب زندگي تو از همين سئوال آغاز مي‌شود. تو با اين پرسش به دنيائي از خودآگاهي قدم مي‌گذاري و آن‌گاه که در پي پاسخ بر مي‌آئي، درخواهي يافت که در جهان آفرينش، در اين مجموعه‌ء بي‌انتها که پر از زيبا‌ترين آفريده‌هائي است که يک دنيائي از شگفتي‌ها در درون دارند، کجا ايستاده‌اي، قبل از آن که بداني کيستي، در مي‌يابي که از کجا آمدي و ارتباط تو با خداي رحمان چگونه است و چه رشته‌اي تو را به او پيوند مي‌دهدو در بزم دل انگيز هستي، از دست کدامين شاهد، جام برمي‌‌گيري .

به اين ترتيب، درخواهي يافت که تو در ميان هر آن چه از ازل آفريده شده است، از چه کرامتي برخورداري .

تو در آئينه‌اي افزايش، به روشني تاج جواهري که بر فراز سرت مي‌درخشد، فرشته‌ها را در پيش پايت به سجود و هستي را در برابر به رکوع مي‌بيني، روح خدا در جان تو و امانت او در دست توست هر‌‌اندازه که کرامت و برتري خود را باور کني و هر‌ اندازه که اين اوج و رفعت، اين شکوه و عظمت، در وجودت متجلي شود: هويت بي‌نظير خود را بهتر و عالي‌تر شکل خواهي داد و به ارزش‌ها و ايده‌هائي سر‌ مي‌سپاري که پيش، جايگاه تو را در عالم هستي به عنوان نماينده ی خدا و صاحب ماموريت او تثبيت مي‌کنند. رفتار و کردار و پندار تو، همه و همه، تحت تاثير باورهائي که از خود‌داري، شکل مي‌گيرند و مجموعه‌ ی باورهاي توست که پايه و اساس خودشناسي و در نهايت، خداشناسي را تشکيل مي‌دهند . وقتي بداني چه موهبت‌هائي دراختيار داري که در تمام کائنات فقط و فقط اين موهبت‌ها به تو هديه شده‌است و در اولين روز تولد، همراه با هديه‌اي بي‌نظير به نام ”زندگي“ به تو تقديم شده‌ است، درخواهي يافت که گنج وجودت را چگونه خرج کني تا خداي رحمان که هنگام آفرينش تو، بر خود، آفرين گفت، همواره به وجود تو ببالد و بر آن چه آفريد افتخار کند.

هر کس به اندازه‌اي که خود را باور کرده و به‌خود ايمان آورده، ارزشمند است، گاه در فراز و نشيب‌‌هاي زندگي به شرايطي بر مي‌خوريم که ايمان به‌خويش را از دست مي‌دهيم و زنجيرهاي از خودبيگاني و تعلق، بال پروازمان را مي‌بندد و راکد و متوقف مي‌شويم و اين‌جا تنها عاملي که سبب مي‌شود به‌خود رجوع کنيم و به‌خويشتن خويش دوباره ايمان بياوريم تا گرفتار روزمرگي نشويم، ”خود آگاهي“ است که اشراف و بصيرت لحظه به لحظه نسبت به ‌خود را مي‌آفريند.

”خودآگاهي“ است که در هياهوي زندگي، ما را به خود مي‌خواند و آن‌چه را که هستيم و بايد باشيم . يادآوري کرده و در گوش جان‌مان زمزمه مي‌کند. خود آگاهي، مقدمه خودشناسي است زيرا خود آگاهي است که هر لحظه به تو مي‌گويد. اين جا، جاي تو نيست : اين کار، در شان تو نيست : اين سخن، برازنده ی تو نيست و....

آگاهي، نردبان صعود انسان به اوج قله‌‌هاي خودشناسي است . کسي که مي‌داند که نمي داند، با آن کس که نمي‌داند، هرگز برابر نيست، چرا که آگاهي از ناداني، مقدمه‌اي بر دانائي است؛ همان‌طور که آگاهي از اسارت، لازمه ی رسيدن به رهائي است.

آن‌چه برايت مقدس است،آن که به نامش سوگندمي‌خوري، آنان که به وجودشان افتخار مي کني، آن ستاره‌هاي درخشاني که در آسمان زندگي‌ات نوافشاني مي‌کنند، آن افتخارهائي که در کارنامه‌? عمرت مي‌درخشد، همه هويت تو را نشان مي‌دهند. از نخستين روزي که پا به عرصه? هستي گذاشتي، هر اتفاقي که در زندگي‌ات افتاد، هر کس را که ديدي و روي تو تأثير گذاشت، هر حرفي را که شنيدي و پيامي براي تو داشت، هر جا پا گذاشتي که تو را به فکر واداشت، هر رنجي که کشيدي و چشمت را بر حقيقت گشود و هر لذتي که بردي و روحت در آسمان عشق و سعادت اوج گرفت و افق‌هاي جديدي در برابرت گشود همه و همه در ساختن هويت تو دخيل بوده‌اند. هويت هر انسان به عنوان شکل‌دهنده? شخصيت او، هم چون شناسنامه‌اي است که او را به ديگران معرفي مي‌کند گر چه بسياري از باورهائي که در عمق شخصيت ما ريشه دوانيده خارج از کنترل ما بوده و ناشي از فرهنگ و محيط تعليم و تربيت روزهاي کودکي ماست، اما ”تکنولوژي“ ثابت کرده است که هر کس مي‌تواند به کمک اجراء يک‌سري تکنيک‌ها و القاء فرمان‌هائي به ضمير ناخوداگاه خود، با عشق و احساس و تلاش و پشتکار، ريشه ی باورهاي غلط و ويران‌گر را در عمق وجودش بخشکاند و بذر باورهاي جديدي را در مزرعه انديشه‌هاي خود بکارد.

هر کس مي‌تواند خود را تغيير دهد و از پيله‌اي که يک عمر در آن زندگي کرده، پروانه‌وار بيرون آيد و از اسارت باورهاي منفي و فکرهاي غلط آزاد و رها شود و به اين ترتيب، مسير زندگي و سرنوشت خود را عوض کند. در دنياي هر انسان خودآگاهي و خودشکوفا، نقاط عطفي وجود دارد: نقاطي که در آنجا مسير خود را تغيير داده و برگذشته‌هاي ناکام و بي‌سرانجام خود، خط بطلان کشيده و پنجره‌هاي زندگي‌اش رابه روي نورهاي طلائي خورشيد و فرداهائي نوين، گشوده است .